سلام=/

کاترین هستم=/

و آمدم یه سلام عرض بکنم حالتون خوبه؟ زنده ایدددد

[ جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱ ] [ 12:18 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
ملی تونستی بیای تو سایت؟
[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۴۰۱ ] [ 17:51 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
ملی فایر فاکس بنصب میشه باهاش اومد سابت

ملییی فایر فاکس نصب بکن بعد توش ثبت نام کن بعد میتونی بیای سایتتتتتتتتتت

[ پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۱ ] [ 15:46 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
بر و بچ وب

بیاید ایتا بنصببم•-• اونجا حرف زدنامون زو ادامه بدیم

[ چهارشنبه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۱ ] [ 21:11 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
کسی از اکاچانم خبر داره؟....
[ سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۱ ] [ 17:27 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
نمیدونم کی و یا چی توجه میکنه ولی سایت هیق فیلتر شدههههه ععررررررر

سایتی که توش داستان نویسی میکردم

^^

فیلترههههههههههههههههه

الان چه غلطی کنم دوستام چیییی هیقق ععرررررر ععر*گریه

ازشون شماره هم ندارم صد در صد نگرانمنن

[ دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۱ ] [ 17:52 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
تریلر فصل چهار بانگو استری داگز

انیمه سال ۲۰۲۳ دی ماه میاد فصل چهارش

یعنی دارم عر میزنم@-@

برای دیدنش بکوبید

[ شنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 20:33 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
کاور اهنگ باتر☆~☆

برای دانلود‌اهنگ بکوب*-*

نمیدونن چرا گذاشتمش فقط خیلی خوب بید♡~♡

[ شنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 13:58 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
اسلندرمن:احضار*p2*

خوب امدم با پارت ۲  و البته تمام شدن امتحانات را تبریک میگم به خودم و ولفی تبریک عرض میکنم.

ادامه مطلب

[ سه شنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 14:0 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
اسلندرمن:احضار*p1*

سلام بچه ها چه خبر

بچه ها اومدم یه داستان ترسناک بنویسم

داستان راجب اسلندرمن 

نمیدونم ولی برای اطلاع بایو بگم اسلندرمن یک موجود دومتری که شاخک داره و کت و شلوار میپوشه و صورت نداره و همیشه هم توی جنگل هاست و بگم باور کردن یا نکردنش به حال خودتونه ولی یه عالمه داستان راجب اون وجود داره. اون همیشه شکارش بچه است و ناخودآگاه رو ذهن ادن کسی که  دوسش داره و میخواد ببینتش  تاثیر داره

این داستان راجب چند تا دختر و یک گروهه که میخوان برای شوخی اسلندرمن رد احضار کنن ولی باید با عواقبش هم روبه رو شن

*ولفی داستانو به موضوعات اضافه نکنی میگم اسلندرمن بیاد ببرتت و دیگه خدا میدونه شاید جسدتم پیدا نشه...*

 

 

ادامه مطلب

[ پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 10:29 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
👹🩸تناسخ شیطانی🩸👹(part2)

سسسسسللللاااااممممممم عزیزانممممم

احساس میکنم اکانت کاچانو مال خودم کردم

آخه کاچان پست رو درست میکنه من مینویسم😐

خب بیخیال 

به سوی ادامه

ادامه مطلب

[ پنجشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 13:31 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
🩸👹تناسخ شیطانی👹🩸(part1)

لیدی ولف:سسسلللاااامممم علیکممممممم

چیه؟ چرا اینجوری نگام میکنید؟

آخه کجا دیدید مثل بچه آدم برم مرخصی

کاترین: خب بچه ها این داستان درواقع نسخه ویرایش شده خواهران معجزه اسا است

لیدی ولف: و میشه گفت پایه داستان بل کل عوض شده 

اما همه شخصیت ها سر جاشونن

کاترین:تو عکس بالا مو آبیه لیزا و مو قرمزه لیندا عه

داستان از اول باز نویسی میشه و...

لیدی ولف:دیگه بقیش رو بزار تو داستان بفهمن کاچان جونم

کاترین:باشه

لیدی ولف:بفرمایید بلیط بخرید بریم با هواپیما به سوی ادامههههههه

ادامه مطلب

[ جمعه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 22:43 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
سلام بچه ها یه ادیت جدید زدم

خوب بچه ها قبل از اولین امتحانم که پس فردافه دیشب یه ادیت زدم میخواستم ببینم نظرتون چیه؟

بکلیک

نظرتون ؟؟

[ جمعه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 13:29 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
سیلام علیکم

بچه ها اومدم بگم من نمیتونم تا حداقل ۲۲ خرداد فعالیت بکنم چون دارم از همه طرف جعر میخورممم

 برنامه امتحانیمون رو هم بد انداختن عربی و نگارش و املا هر کدوم پشت سر همه هیچ وقتی براش نذاشتن

 

[ دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 12:31 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
خواب چرت و پرتم

 خوب برای منننن خواب دیدم شدم بچه مرینت آدرین بعد نمیدونم چی شد رفتم انگشتر ددی ادرین رو از رو اوپن خونمون کش رفتم  بعد لیدی نوار شدم میخواستم از پنجره خودنمون برم یهو نمد آدرین از دمم گرفت بعد مجبورم کرد خودم شم بعد ازخانه شوتم کرد بیرون‌ تو همون حوالی هاکی اکوما فرستاد و بعد من شرور شدم شدم فایر باگ کع قدرت اتیش داشتم لباسمم ترکیب کفشدوزک و ببر آتشی بود . با یووی اتشینم همرو کردم زامبی آتشین بعد میخواستم ننه بابامو بکشم که بعد مرینت اکومارو ازم گرفت

*باحال ترین بید یه خواب دیگه هم دارم میگم*

خواب بعدیم خواب دیدم مرینتم صاحب معجزه گر گربه بعد باز آدی منو بیرون کرد بعد شرور شدم شدم کت بلنس با جمله:مگااا کتاکلیزم زدم تو دیوار خونمون فرو ریخت بعد نمد چی شد از خواب پریدم*همیشه وقتی حاله بنفش دور آدم میگیره یه حال عجیب و خوبی داره*

خوب تموم شد بای بای😐💔👏👍

 

 

 

[ شنبه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 17:45 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
عیدتون مبارک😍❤✌

عیدتون مبارک😍❤😍❤😍

[ یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۴۰۰ ] [ 19:52 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
👭👩🏻‍🦰خواهران‌معجزه‌اسا👧👭پارت ۱۲

خوش آمدید اندر پارت ۱۲ از الان منو ولفی جوگیر شدیم میخوایم زودزود پارت بدیم😈

لیدی ولف:چقدم که زود دادیم...

این پارت:ابر راشومون 2

ادامه مطلب

[ دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 16:4 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
👩🏼‍🤝‍👩🏻👩🏻‍🦰خواهران معجزه اسا 👩🏻👩🏼‍🤝‍👩🏻 پارت۱۱

اهم برید ادامه که بعد سال ها اومدیم پارت بدیم 

این پارت:ابر راشومون

ادامه مطلب

[ شنبه شانزدهم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 17:8 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
یه چالش

های کیوتان خوب من‌اومدم با یه چالش و مصاحبه از......

 

 

 

 

از.......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

از.......

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاترین:بگو دیگهههه

از خودم😁🌈

خوب هر سوالی داشتین بگین ولی شخصی نچ

​​​​​​​خوب بوگید(چالش هم اینکه منو چه‌کسی مبینید

 

[ پنجشنبه یازدهم آذر ۱۴۰۰ ] [ 19:16 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
جواب چالش کاگامی

سلام بچه ها اومدم جواب چالشو بدم

بچه ها نمیدونم باور کنید یا نه ولی برای بابام و خودم  یه اتفاقی مثل ملودی افتاده که خیلی برامون ترسناک بود

خوب بچه ها  فقط یه هشدار بدم این اتفاقا برای خونه های قبلیمونه نه این خونه جدیده که اسباب کشی کردیم بهش.

اول اتفاقی که برای خودم افتاده رو میگم.

من نمیدونم چن سالم بود ولی فک کنم 10 یا 9 سالم بودش صبح بود ساعت نه رو نشون میداد مامان خودم کنارم خواب ولی من نه در حالت چشم باز بودم.

همین شکلی داشتم به جهان موازی و جن و اجنه فکر میکرم که یهو به دروازه کنار ساعت  خونمون باز شد و یه زن ازش اومد بیرون و چشم تو چشمم هم شده بودیم. قیافه اون زن هیچوقت از یادم نمیره چشمای کاملن قرمز که هیچ سیاهی یا مردمکی توش نبود (می‌بینید ما انسان ها یه سفیدی ای تو چشمامون داریم  و یه چیز رنگی که باهاش میتونیم ببینین خوب اون نه اون سفیدی و داشن نه اون چیز رنگی روکلن چشماش قرمز بود)‌

رنگ پریده مثل نقره، و لب سیاه 

و دوتا شاخ گوزن بلندم داشت روی سرش و چین و چروک هم داشت انگار ه پیر بود.

یه چند دقیقه چشم تو چشم شدیم ولی من فقط میتونستم صورتشو ببینم بعدش هم دیگه رفت و یکاری کرد که من بیهوش بشم در همون حالت(با دستش به من اشاره کرد و یکاری کرد که من بی هوش شم) 

و وقتی بهوش اومدم دیدم مامانم میگه چند بار صدات کردم ولی بیدار نشدی انگار بیهوش بودی.

وقتی بهش گفتم گفتش یا توهم زدی یا خواب دیدی. 

ولی.........

هر وقت توی یه جمعی اون اتفاقو تعریف میکنم مامانم فقط به میزبانمون میگه ستایش.... و حرفشو قورت میده و نمیگه بعدشو انگار داره یه چیزیو از من پنهان میکنه.

نمیدونم ولی خوب بعدش دیگه اعتقادم به اجنه و جن ها بیشتر شد 

......................

 

 

 

 

 

 

 

خوب میریم سراغ اتفاقی که برای بابام افتاد من تا 2 سالگیم توی تهران میشستیگ و بعدش اومدیم به اون خونه و بعد چند سال اومدیم به این خونه جدیدمون  خوب این  اتفاق توی

خونه قبلیمون برای پدرم افتاده.

توی یه شب که مامان و منم خونه نبودیم ،بابام خوابیده بود یهو نصفه شب یکی از عروسکام صدا داد(نصفه عروسکام صدا دار بودن)

بابام رفت  خاموشش کرد فکر کرد اتصالی کرده و بعد پنج دقیقه  دو تا از عروسکام صدا دادن بابام بازم رفت خاموشش ولی بعد پنج دقیقه یهو همه عروسکام شروع کردن به صدا دادن(بعضی از عروسکام همراه با موزیک میرقصیدن)

دیگه بابام نه رفت  خاموشش کنه نه چیزی سریع شال و کلاه کرد و  رفت خونه مامان بزرگم تا بخوابه میگفت به انداره اون لحظه انقدر نترسیده بود.

.......

 

 

 

 

خوب بچه ها نظراتتون رو برام کامنت کنید و بگید کدومش بد تر بودش بای بای

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه بیست و نهم مهر ۱۴۰۰ ] [ 16:31 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
بد بخت شدمم چه بدبختی ای

سلام بچه ها

اصن حال خوبی

ندارم میدونید چرا؟

چون زدم آمار گیر وبم رو پاکیدم و الان باعث شده افسردگی بگیرم اخه چرا باید  آمار وبمو که به 1k رسیده بود رک پاک کنممممم

نمیدونن ولی کمکم میکنید از اول وبمو بسازم و برسونم به 1 k

چون ولفی و ملودی خیلی وقته توش پست نمیگذارن وبم توش گرد و خاکی شده

اگر میتونید میاید توش نویسنده بشید و فعال باشید چون که وبم کلهم گرد و خاکیه و نیاز به پست زیاد داره تا باز برسونم به یک کا

بکلیک برای دیدن این خوشمل🥲💔

اینم وبم تروخدا کمکم کنید وبمو از اول بسازم خواهش میکنم😿

[ چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۰ ] [ 18:6 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
سفارش پوستر و ادیت هم به استعدادام اضافه شد

هر کی ادیت میخواد یا پوستر بکه منم براش درست موکولم

[ یکشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۰ ] [ 20:57 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
ولکام دازای چیبی

هلو کیوتی ها کاترین اومده به یه چیز افتضاح دیگه

بنگرید ولکام بالا رو

خیلی زشته برای اولین ولکام

هی ولی چون از کراشمع 3 کامنت به پست ثابت وبم  باید بدید.

خوب فکر کنم تو کد نویسی هم مهارت ندارم.

برای ورود به وبم بکلیک

بای بای

 

موضوعات: کدها📄
[ شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۰ ] [ 18:3 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
بلخره پروف دارم

سلام بچه ها هیچی فقط خواستم بگم پروفایل جدید دارم

[ شنبه بیست و چهارم مهر ۱۴۰۰ ] [ 15:14 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
بچه هااااا

بچه هاااااااااا کسی بلده برام پروف بسازه مثل پروفی که ولفی داره و همیشه تو پستاش میذاره

اگر کسی بلده بگه

لیدی ولف:به تایگرس بوگو 

[ جمعه بیست و سوم مهر ۱۴۰۰ ] [ 23:40 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
مسابقه ادیت داریمممم🥰💙

سلام بچه ها خواستم بگم تو وبم مسابقه ادیت تشکیل دادم اگر بخواید میتونید شرکت کنیدبرید تو وبم بهتون توضیحاتو داده.

در ضمن جایزه هم داریم

بکلیک برای دیدن وبم🥰

خوب بچه ها لینک وبمم گذاشتم

البته از شما فقط دعوت کردم اجباری نیس

که حتما شرکت کنید.

 

 

[ سه شنبه بیستم مهر ۱۴۰۰ ] [ 14:51 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
هپی مپییییییی

سلام بچه هاااااااااا😃

احتمالن میخواید بدونید علت این خوشحالیم چیست؟؟؟؟؟😁

امروز وبم1000 یا به اصطلاح 1k شدهههههههههههههههههههههههههههه🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️💃💃💃💃💃💃💃💃💃🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺🕺

دیش دیری ماشالله دیش دیری ریزی ماشالاه🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️🧜‍♀️

خوب یه تبریک بگید ضرر نداره😐

🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️🧞‍♀️ قرش بدههههه

[ دوشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۰ ] [ 21:18 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
اجی ملودی تولدت مبارککککککک😁

تولد تولد تولدت مبارت🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂🎂

بیا شمارو فوت کن که صد سال زنده

 باشی۰

خوب ببخشید که نبودم چون راهنمایی و هفتم رفتن منو سرویس کرده بود😐

خوب بگذریم بگو چی میخوای بهت هدیه بدم.

 

 

 

........‌‌

تولدت مبارک آجی ملی جونم😄😄😄😄😄😄😄😄😄😄

هر دوتون هر چی میخواید بگید براتون درست کنم بذارم........

دیگه حوصله نداشتم پس برای هردوتون یه پست  گذاشتم😊

خوب بگید چی میخواید گوگولیا

 

 

[ دوشنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۰ ] [ 14:46 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
سلام بچه ها😊

سلام بچه ها ستی برگشته😐.

مخم برای هیچی نمیکشه بخاطر همین شاید داستان

خواهران معجزه اسارو ادامه ندم.

خوب بدون من چه کردید دارم میبینم

که بعضی از بچه ها بخاطر کامنت نخوردن ناراحتن

بچه ها ببینین کامنت خوردن مهم نیستش.

اینکه بازدید کننده ها زیاد شن، و ماهاهم با تلاش

بیشتر پست بذاریم مهمه😃.

همین وب لیدی میراکلس تا چند ماه پیش100 هزار تا

بازدید کنند داش الان از پیج پریسا پور مشکیم بیش تر

طرفدار داره😐.

یهویی رفته بالا طوریکه همه الان به مدیرش حسودی میکنن.

چطوری رفت بالا؟؟؟؟؟

با موندن نویسنده هاش  و صمیمتشون که 

دارن  همشون دست به دست هم دادن و وبشون رو بالا بردن.

حالا...........

نوبت ماهاست که دست بدست هم بدیم و پست بگذاریم

و وبمون رو انقدر بالا ببریم که از کشور های دیگم برای بازدید وب بیان.

​​​​​​خوب تا این قدر بالا رفتنمون کلی راهه پس لطفا ماهارو تنها نگذارید😃.

راستی ساری جان تولدت مبارک نمیدونم چی دوست داری داشته باشی ولی خوب هرچی خواستی زیر این پست بگو بهت هدیه بدم(البت وسایل وبلاگ رو نمیتونم درست کنم  چون بلد نیستم 

 

 

 

 

 

 

​​​​​​

[ دوشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 15:32 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
همه گی توجه کنید

سلام بچه ها

مشکل مهمی نیست ولی.........

یه نفر توی این وب هست که داره

با نام نویسندگان به همه پستاشونهیت میده😑.

خواهر/برادرم چه مشکلی با ما داری؟

بگو بر طرفش کنیم از کی کینه داری؟

وبمون  از نظرت خوب  نیست؟

خوب چرا بازدیدمیکنی؟

قضیه از چه قراره؟

تا این قضیه بر طرف نشه من فعلن این پستو ثابت نگه میدارم.

توجه:همه نویسندگان فردا ساعت4(بعد ظهر)

بیان چت روم برای این مشکل حرف بزنیم😌

نباید بزاریم این هیت ها باعث شکسته شدن

غرورمون شه پس به کامنتاش توجه نکنید.

​​بلکه باید خوشحالم باشیم😄!!!!

چرا.......

چون بلخره یه کسی رو داریم که دوست داره

وبش در حد ما باشه و به وب ولفی حسودی میکنه.

آقا یا خانم که نمیدونم کی هستی ولی اینو

بدون نویسندگان خیلی خوشحالن از اینکه

یه نفر هست که داره حسودی میکنه

​​​​​​میخواد وبش در حد ما باشه.

هرکی حسودی کنه بخودش بر میگرده😉

پس حسودی نکن و جنگ‌راه ننداز که فقط دنیا دو روزه

حالشو ببر از زندگیت

باییییی باییییی

 

 

 

 

 

 

 

[ جمعه دوازدهم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 0:11 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
آخرین مطالب
صفحات سایت