بگم که چیزی نیست که قابل فهم باشه و عکسا هم قابل گذاشتن نبود
فقط این نمونه ای از چت من با یه اوسکوله
و ادری فیلم اکه میخوای کره ای من هزار تا سراغ دارم یا سراق دارم غ یا ق نمد از اونجایی که عشق کره ام
انتقام از دیگران خیلی خوبه زیبای حقیقی عالیه همه ی ما مرده ایمم زامبیه خانه شیرینم هیولاییه که کراشم سونگ کانگ توش بازی کرده وو فیلم مثبت نوزده هم میخوای با وجود اینکه میدانم عه اسمش که بازم سونگ کانگ توش بازی کرده که کاراشون از بوسه و اینام اونور تره البته بدون سانسور میخوای ببینی باید از اینما ببینی چون همه جا سانسورش کردن
سلاممم بچه هااا
واای بعد قرن ها پست گذاشتم
دلم براتون تنگیده
امم چی بگم دیه
امروز تولدمه خبب تبریک بگید نگید مهم نیست چون اصلا فک نکنم کسی بیاد تو وب
دیگهه ملی ملی یه خبر خوب مسی و ادری هم اکسوال شدن تازه فهمیدم
ووو من کلا از فاز ژاپن بیرون اومدم و رفتم به کره چسبیدم
فک کنم دارم مولتی فن کی پاپ میشم
دیگههه همین این تغییرات من بود که از ژاپنی به کره ای تغییر کردم وو میبینم ادری خودمونم برگشته خوش اومدی ادری جونم
ووو دیگه سخنی نیست... بابای
سلام
واو پس از مدت هاا پست گذاشتم
خب بنده یه خواب عجیبی دیدم نزدیک یه هفته پیش
همه بچه های وب قرار گذاشته بودیم بریم شمال با به ون حتی ادری و امیرم بودن
وقتی من سوار ون شدم همتونو دیدم که یه پارچه ی سیاه انداختین رو صورتتون و اسمتونم روش نوشته
راننده یه مرد عجیبی بود که پارچه سفید روش انداخته بود
رسیدیم شمال رفتیم یه ویلا
همه قرار گذاشتیم بریم لب ساحل
یه فرش پهن کردیم و نشستیم
داشتین پارچه های رو صورتتونو برمیداشتین که از خواب پریدم
کمی بنظرم عجیب بود
اخه چرا پارچه سیاه
فک کنم چون دیروزش ت مدرسه رفتیم پشت بوم صداهای عجیب شنیدیم ولی ربطی نداشت:/
بای*-*
هاییی کیوتای منننن
یه چالش اوردم دوباره درمورد وب
چجوری با وب اشنا شدید
تو کامنتا بگید
برای داستانمم نیازش دارم
خودم: من تازه وب ها اشنا شده بودم و تصمیم گرفتم یه وب بزنم
من اونموقع یه دوستی داشتم اسمش لیدی بلنک بود
اون بهم خیلی کمک کرد و برام قالب و اینا ساخت و بازدید وبم هم یکم بالا رفت
منم تو وبش نویسنده شدم
همونجا منم ادرس وبم رو گذاشتم و ولفیم فکر کنم از همونجا اومد وبم رو دید
نویسنده شد و طبق معمول ادرس وبشم گذاشت تو پست معرفیش (هعیی ملی چقدر حرسم داد اون زمان)
دیگه منم رفتم یه سر زدم به وبش و اینا
تا اینکه وبم افت شدیدی کرد و پاکش کردم
و اومدم اینجا
دقیقا موقع وب تکونی
همین دیگه غیر از اینکه کرمریزی های دیگه ای هم کردم•-•
خب تو کامنتا ماجرای خودتونو بگید
بایی
هایی کیوتای من
لطفا اگه زحمتی نیس ساعت 7 تو چتروم ان شید:/
تنکس و اینکه یه چالش برای اینکه پست بی محتوا نشه
برعکس چالش قبلی بدترین اتفاقی که تاحالا براتون تو مدرسه افتاده چی بوده
خودم کلا خیلی اتفاق بدی تو مدرسه برام نیوفتاده ولی یه بار تو کلاس دوم اردوی سینما داشتیم
من و دوتا از دوستام ابراهیمی فر و پورمحمدی (اسم هردوشون زهراعه برای همین فامیلی هاشونو گفتم) قرار گذاشته بودیم مث قبل خوراکی بیاریم باهم تقسیم کنیم
من مثل همیشه چیپس پورمحمدی اسمارتیس و ابراهیمی فر هم لواشک
بعد روز اردو که شد قبل اینکه اتوبوس بیاد ما تو کلاس بودیم
وقتی من رفتم پورمحمدی بود ولی ابراهیمی فر یکم دیر تر اومد
تا اینکه پاشو تو کلاس افتاد بود ساندویچ کالباس بلند شد
منم عاشق ساندویچ کالباس ازشون پرسیدم گفتن نه ما نیاوردیم
تو اتوبوسم طبق معمول سه نفرمون رو دو تا صندلی نشستیم
بعد رفتیم تو سینما یکم گذشت لواشکا و اسمارتیسا و چیپسارو خوردیم
وسطای فیلم بود که دوباره بوی این کالباس لعنتی اومد
زیر چشمی نگاشون کردم دیدیم اره دیگه اون دوتا داشتن سانویچ کالباس میخوردن
منم که رفتم خونه تا مامانم برام درست نکرد ولش نکردم
همین چند هفته پیشم داشتم با ابراهیمی فر حرف میزدم تازه داشت اعتراف میکرد
خب منتظر اتفاقای بد شمام تو مدرسه هستم
باییی
هاییییی کیوتایی ممننننن
من امده ام با یک چالش مزخرف
خب بهترین اتفاقی که توی مدرسه براتون افتاده چی بوده که دیگه تجربش نکردید
خودم با دوستای کلاس اولم بوده که الانم معلوم نیست کجای کشورن
مدرسه قرار بود مارو ببره اردو ی پارک بانوان
ماهم توی یه محله ای هستیم که پارک بانوان بهش نزدیکه ولی ما فکر کنم یه ساعتی تو راه بودیم این برام سواله که چرا
ما چهار نفر بودیم خودم و زهرا و فاطمه و پارمیس
غیر از اینکه سه چهارم خوراکیامونو خوردیم من و پارمیسم به خواطر بد ماشینیمون بالا اوردیم که کلا یکم قضیه پیچیده شد
حالا از شانس خوبمون لباسامون کثیف نشد
حالا رفتیم تو پارک
رفتیم زیر اندازامونو پهن کردیم
بقیه داشتن با عروسکاشون بازی میکردن و خوراکی و اینا میخوردن اما ما داشتیم فکر میکردیم چه کرمی بریزیم
فاطمه هم ده تایی لیوان یک بار مصرف اورده بود
حالا از معلم اجازه گرفتیم که اشکال نداره یکم بریم اطراف پارک رو بگردیم که حالا اجازه داد
بعد یه جایی پیدا کردیم حالت خاکی بود
رفتیم با اون بیل هایی که مخصوص شن بازی و ایناس یه چاله کوچیک درست کردیم
بعد اب سرد کن هم که نزدیک بود
حالا رفتیم قمقمه هامونو اوردیم که طبق معمول خالی بودن رو اب کردیم
ریختیم تو گودال
انقدر اب ریختیم تا ابه حالت قهوه ای شد
ینی با شیر کاکائو مو نمیزد
بعد ما اونا رو ریختیم تو لیوان یک بار مصرف و توی یه سینی کردیم
بردیم به بچه ها بدیم مثلا شیر کاکائوعه
وایی معلممون مارو دیده بود چه کرمی ریختیم اجازه نداد و همون جا مچمونو گرفت
بعدش ما هر کدوم یه چیزی اورده بودیم مثلا من چیپس برده بودم ( چیپسای مامانم خیلی معروف بود برا همین همیشه من چیپس میبردم )
بعد زهرا لواشک، فاطمه اسمارتیس و پارمیس هم شکلات
ما اینجوری کردیم که اول لواشک بعد دو لایه چیپس بعد یه لایه شکلات بعدم اسمارتیس و دوباره لواشک که مثلا ساندویچ شد
واییی خیلی خوشمزه شده بود هر کدومم یه گاز زدیم چون فقط یکی تونستیم درست کنیم چون بیشتر خوراکیا رو تو اتوبوس خورده بودیم
خلاصه اون روز خیلی خوش گذشت و فکر کنم بیشترمون مسموم شدیم
خب منتظر خواطره ی شمام هستم
فعلا باییییی
سلام
بالاخره رمزمو یادم اومد
سفارش ملی رو اوردم
ملی بگم که نمیدونستم روی لوگوت چی بنویسم برای همین خالی گذاشتمش خودت نوشته بزار روش
دکمه ها:





ولکام:

لوگو:

و اینکه اگه بد شد ببخشید ملی دیگه نمیتونم درست کنم اینم یواشکی ساعتای ۲ شب درستشون کردم.
خب اینم بگم که من مجبورم برم برای همیشه البته ممکنه ساعت ۲ شب یا ۷ صبح بتونم بیام چون مامانم فهمیده و چون با چند تا پسرم چت میکردم خیلی دیگه عصبانی شده و کلا وضعیت روحی خوبیم ندارم.
بایی

سلام سلام بچز
بالاخره اموزش دکمه براتون اوردم.
خب بگم که به صدا ها گوش نکنید هواسم نبود روی بی صدا بزارم و دیگه نتونستم صداشو قطع کنم و فکرشو نمیکردم که از توی هدفونم صدای اهنگ بیاد.
دیگه به بزرگی خودتون ببخشید
خب تا فیلما اپلود شن یکمی باهاتون بحرفم.
میگم کسی ادری رو ندیده؟
خبری ازش نیست
آیا در تعطیلات است 😂
خب اپلود شد
ولکامم همینجوریه میتونید دایره ای هم کنیدش فقط باید کار با برنامه رو یاد بگیرید وگرنه خودتونم میتونید طرح های مختلفی بزنید.
بای بچه ها
montero
I caught it bad just today
بد هَوَسِ تو رو کردم امروز
You hit me with a call to your place
با همون زنگی که زدی بیام مکانت
Ain’t been out in a while anyway
مدتیه بیرون نرفتم خب
Was hopin’ I could catch you throwin’ smiles in my face
دلم میخواد با لبخند هایی که میزنم بتونم ببرمت
Romantic talkin’? You don’t even have to try
حرف های عاشقانه بزنیم؟ اصلا نیاز به این کارا نیست
You’re cute enough to f–k with me tonight
تقریباً خوب بچه ای هستی که امشب حسابتو برسم
Lookin’ at the table, all I see is weed and white
وقتی میزو نگاه میکنم، فقط ماری و کوک-ا میبینم
Baby, you livin’ the life, but nigga, you ain’t livin’ right
بچه، تو زندگی میکنی، ولی پسر، درست زندگی نمیکنی
کوک-ا…. و نوشیدنی با دوستات
You live in the dark, boy, I cannot pretend
مخفیانه زندگی میکنی، پسر، ولی من نمیتونم تظاهر کنم
I’m not phased, only here to sin
فاز بر نداشتم، میخوام گناه کنم
If Eve ain’t in your garden, you know that you can
اگه حوا توو مکانت نمیبری، میدونی که میتونی
Call me when you want, call me when you need
صدام کنی وقتی که میخوای، صدام کنی وقتی که نیاز داری
Call me in the morning, I’ll be on the way
صدام کنی توو صبح، من راه میفتم
Call me when you want, call me when you need
صدام کنی وقتی که میخوای، صدام کنی وقتی که نیاز داری
Call me out by your name, I’ll be on the way like
با هر اسمی میخوای صدام کن، من راه میفتم اینطور
سلام سلام کیوتا
بالاخره حوصلم کشید پارت اول داستانو اوردم.
ولفییی چرا نذاشتی ت موضوعاتتت.
لطفا زودتر بزارررر
اهم
برید ادامه برای پارت اول و اینم بگم که کامنت برام مهم نیست هر وقت نوشتم پارت دوم رو میدم
بپرید ادامه

سلامممم کیوتامممم
یه چلنج(چالش) جدید یافت کردم از اون گوشه ی مغذم
چلنجمون اینکه خوشگل ترین اثر هنریتون چی بوده و اگه نویسنده اید میتونید عکسشم بزارید
خودم :

وایی خیلی دوسش دارم
یه زمانی از اینا طرح های مختلف درست میکردم و میرفتیم مدرسه تو جشنواره میفروختیم یادش بخیر
(T_T) (T_T)
خب حتما شرکت کنید
باییی

سلامممم کیوتا
داستان جدید که جدید نیست اوردم
همون داستان خلافکارانه اما میراکلسی ولی خودم مینویسمش دیگه گروهیی نیست.
و ولفی به موضوعات اضافه کن
برید ادامه با داستان اشنا شید

سلاااممم
چطورین خوبین ^o^
اومدم نظر سنجی کنم که چی چیزی دوست دارید بزارم.
۱ ـ پلی لیست اهنگ
۲ ـ رمان
اگه رمان میخاین ژانرشم بگید
۱ ـ ترسناک
۲ ـ اکشن
۳ ـ عاشقانه
۴ ـ روز مرگی
۵ ـ مدرسه ای
۶ ـ کمدی
اگه داستان بگید خوبه چون یه عالمه داستان ها با ژانر های مختلف تو ذهنم دارم *_*
البته موزیک پلیم داره میترکه از اهنگ
بایی

سلامم
نمیرم ولی بازم از یکیتون دلخورم ولفی رکسی کاترین ادری کازی شما ها نیستید ، ممنون که همیشه پیشم بودید و همایتم کردید .
ببینید ایندفعه میخوام من بیام توی گفتینوهاتون و جرات حقیقت بازی کنم ، به ترتیب
ولفی
کاترین
ادری
رکسی
لیدی فاکس
تایگرس
سپهر و .....
راستی کاترین و لیدی فاکس و تایگرس اگه گفتینو دارید گفتینوهاتون رو بدید توی کامنت ها
منتظر باشید .

سلاااممم کیوووتااا
چالش اوردم چالش هالووینی
پروف هالووینی هم درست کردم البته فقط برای خودم این عکسم بزور پیدا کردم خوجگله ؟ اسم خودمم روشه که کسی اسکی نره .
خب اینا هیچی موضوع چالشمون اینکه ترسناک ترین خوابی که دیدی چی بوده و یکی از خاطرات ترسناکتو تعریف کن.
خودم : من یکی از بزرگ ترین فوبیا های زندگیم از دست دادن عزیزانه و برام دردناک ترین و ترسناک خواب عمرم از دست دادن خانوادم بوده که به طور خیلی وحشدناکی که لحظه لحظشو یادمه که بابام رو بردن توی اتاق من داشتم انگار از توی دوربین میدیدم بعد تمامی ناخوناشو کشیدن و کلا خیلی وحشتدناک بود و مامانم رو ازار ج ٭ ن ٭ س ٭ ی میدادن خیلی بد بود و ابجیم رو دیدم که دارن مو های سرش رو میکنن اصلا ترسناک ترن خواب عمرم بود و اتفاق ترسناکی که افتاده یکدونه برای خودم یدون برای ابجیم برای ابجیم یکبار مشهد رفتهبودیم مهمون خونمون بود ابجیمم کوچیک بود شاید شیش ماهش بود مامانم هواسش نبود که ابجیم اومده توی اشپزخونه چون خیلی ریزه ابجیم چاهار دست و پاییم میکرد مامانم سماور رو کج گذاشته بود اجاق گازمونم یکم لغ لغ میزنه اونم هی دستشو میگرفت سعی میکرد پاشه که اجاق کج شد سماور افتاد خدا رحم کرد کنارش افتاد یکمم ابجوش روی دستش پرید یعنی من یکدفعه انگار قلبم وایستاد کلا اینجوری بودم 😱😱😵😵😨
اتفاق بدی هم که برای خودم افتاد رفته بودیم شمال با دوست های بابام اونا ویلا دارن بعد من با یکی از دختراشون دوستم از اون دوستا نه ها دوست های خیلی صمیمی که نزدیک یک سال میشه همدیگرو ندیدیم 😭
بعدش اونا یک تاب قرازه توی ویلا داشتن من و ستاره ( دوستم )میرفتیم تاب میخودیم ما هم خیلی وزن ان چنانی نداریم بعد پسر عمش سینا اومد روی تاب نشت اونم که نگم یک سال از من بزرگتره فکر کنم ۵۰ کیلو وزنش باشه نشست روی تاب منم هی پامو زیر و بیرون میکردم که تاب بخوریم پام رو زیر کردم تاب افتاد یعنی یادمه خیلی بدجور شده بود به گچ رسید بابام منو مجبور شد بغل کنه اصلا جای بدش اینکه بعد چند روز اصلا پا هامو حس نمیکردم خیلی بد بود .
خب اینم از اتفاق ترسناکی که برام افتاد با خواب خیلی ترسناکم شما هم توی کامنتا بنویسید چه اتفاق ترسناکی براتون افتاده یا اگه نویسنده اید پستش کنید .
. فعلا کیوتا .
سلام کیوتااا
میگم برای مهمونی بالماکسه ی وب بنظرم ولفی یک وب الکی بزنه و ما رو توش نویسنده کنه و دسترسیمون رو برای همه چی باز کنه که اسمامون رو خودمون عوض کنیم و جا هامون رو عوض کنیم و دیگه پست بذاریم و به پستامون نظر بدیم و اینا اخه توی خود وب اسمامون رو عوض کنیم از پستامون معلوم میشه کی هستیم خب میدونم پست بی محتواس ولی دیگه چه کنم نظراتتون رو حتماااا بگید منتظرم 😉

سلامممم کیوتاااا
سفارش 🎃リの尺ノ丂🔥ム🎃 رو اوردم ( خب اسمش رو نمیدونم 😑 )
ببین عزیزم چند تا با طرح های مختلف برات درست کردم سایزش هم از همون اول درست کردم هر کدوم خوشت اومد برش دار اگرم از هیچکدوم خوشت نیومد بگو برات یکی دیگه درست کنم کاری نداره .




خودم اولی رو بیشتر دوست دارم اندازش هم میتونی تنظیم کنی من الان روی ۵۰۰ گذاشتم اگرم خاستی بگو رنگ دورش رو عوض کنم .
. بای بای .

هاییی کیوتااا
منم مثل تایگرس چند تایی پروفایل ساختم هم میراکلسی هم انیمه ای .
از هر کدوم خوشتون اومد میتونید برشون دارید البته قبلش توی کامنت ها بگید .
پروف های میراکلسی :



در ظمن اندازشون این نیست من الان روی ۵۰۰ گذاشتم اگرم برداشتید دیدید اندازشون از نظر چپ و راست خوب نیست بگید براتون درست کنم .
و حالا پروف های انیمه ای :





گایز اگرم خواستید دورش هم براتون تغییر میدم .
. بای .

سلامم کیوتاا
لیدی تایگرس یک چالشی گذاشته بود که باید میگفتیم چجوری میراکلور شدیم که من میخوام بگم چجوری تبدیل به میراکلور شدم و یک نفر رو میراکلور کردم که حالا یک اتفاقاتی پیش اومد که اون هارم بهتون میگم راستی پروفایل جدید برای خودم درست کرد اسم خودمم روشه چند تای دیگه هم درست کردم که توی یک پست دیگه براون میذارم خواستین برشون دارید
بپرین ادامه 💞


هاییییییییییی کیوووووتااااااااا
اومدم با چی اومدم با دختر بی سرپرست
دیگه گشادیم اومد کپی کنم و از اون جایی که توی لیدی میراکلس هم داستان رو میذاشتم دیگه کپی نکردم لینک خود موضوعشو گذاشتم .
خب برای دیدن تمامی پارت های دختر بی سرپرست بکیلیک روی بکیلیک .
.بای کیوتا.
سلام من دختر عموی ستایش هستم مهسا که به عنوان وجی بودم .
میخواستم بگم حالش خوب نیست توی گفتینوشم پیام ندید .
چند هفته ای هم نمیاد توی اینجا .
فکنم اسمش کاگامی بود کلا یک مرخصی براش بذارید بیشتر از دو سه هفته هم نیومد حذفش کنید .
ممنون .


سسسلاااممم ککککیووووتااااااا
می دونم میدونم از دستم عصبانی هستید که چرا دختر بی سرپرستو ندادم ولی برای جبرانش دو پارتشو با هم براتون اوردم .
بپرید ادامه 💞
سلام کیوتا
میدونم این پست بی محتواست ولی خب ببخشید دیگه .
میخوام مرخصی بگیرم یعنی میام توی وب کاری داشتین هم جواب میدم ولی پست نمیذارم چون که مدرسه شروع شده و غیر مدرسه هم هزارتا کار دارم بچه داری و تمیز کاری و..... خلاصه شاید یک دو سه ماهی پست نذاشتم .
شایدم دختر بی سرپرست رو بدم .
خب بای
سلام
خب هومممم نمیرم نمیدونم شایدم رفتم
خب دلم همیشه میخواست یک وبی داشته باشم مثل اینجا انقدر صمیمی ولی ارزوم بر باد رفت
شایدم یک وب با ادرینا زدم نمیدونم کلا هیچی نمیدونم .
حالا هر چی شد بهتون خبر میدم
فعلا
سلام
منم باید بگم میرم
اول فکر کردم چه وب خوبیه همه با هم صمیمی هستن
ولی فهمیدم اینجا جای من نیست
اگرم داستان کودک بی سرپرست رو میخواید توی لیدی میراکلس هم اون رو میذارم اونجا ببینید
هیچ وقت شما رو یادم نمیره
ولفی جون لطفا حذفم کن اگرم کارم داشتی گفتینوم هست همیشه جواب میدم
خدافظ برای همیشه 💔

سلاممم کیوتااا
اومدم اخر خلاقیت خودم رو با چوب کبریت نشون بدم 😂😂😂😂😂
این دست منه
مهسا : په نه په دست مادر بزرگته 😐
مهسا جان با دست مادربزرگمم دارم 😐😐😐😐😂

فکر کنم دست من از دست مامان جونم پیر تره 😂😂😂😂
وای دلم دل در گرفتم از خنده 😂😂😂😂😅
خب شبتون خوش 😁😊


سسسسللللااااااامممممم کککککککییییوووووووتااااااااااا
پارت دوم دختر بی سرپرست رو اوردم .
بپرید ادامه .


سلااااااااامممممم ککککککیووووووتاااااااااا
امروز با پارت اول دختر بی سرپرست اومدم
ولفی چرا توی موضوعات اضافه نکردی 😑
گایز راستی به پروفایلم دقت کردید 😐
دیگه عکس های جور واجور از کاگامی نمیذارم همینه و بس البته بنظرم به پروف ولفی نمیرسه شایدم تغییرش بدم پروفایلو
خب بپرید ادامه

سلام کیوتا
اولین داستانم رو نوشتم 🎈🎉🎉🎉🎉🎈
البته بنظرم خیلی خوب نشد
برید ادامه تا باهاش اشنا بشید البته ولفی به موضوعات اضافه کن
سلام کیوتا
میدونم از دستم ناراحتین ولی خوب یک بنده خدایی به من سفارش بالابر و دکمه داده بود الان اماده شده
ببین کیمی ببخشید دیر شد
دکمه ها :



بالابر :

سر برش دادن بالابر پدرم در اومد.
میدونم دکمه ها زیاد خوب نشد .
اگه خوشت اومد بیا گفتینوم بهت تحویل بدم.
.فعلا.

سسسسسسسللللللللاااااااممممممممم
ککککککککککیوووووووووتااااااااااااااا
امده ام با چه پستی امده ام با یک ابر پستی که هم کمیک داره هم طنز داره هم تئوری داره دیگه نگم براتون برید ادامه😅😄
