
کنچیوااااااا
خیلی وقته پست نذاشتم
نذاشتم یا نزاشتم؟
گوجو سنسه کراش خودمم هست
چشمان گوجو ساتورو
دلیل اصلی اینکه گوجو چشمای خودشو میپوشونه کنترل قدرت بی نهایتش و جلوگیری از نفوذ به ذهن کاربران انرژی نفرینی، اون میتونه خیلی راحت این قدرت رو پیاده کنه
تکنیک گسترش قلمرو
افراد کمی میتونن از این تکنیک استفاده کنن و کاربرانی که قابلیت استفاده ازش رو دارن به دلیل مصرف انرژی زیاد فقط یک بار در روز میتونن ازش استفاده کنن اما گوجو سنسه میتونه به راحتی چند بار در روز ازش استفاده کنه
قدرت بی حد و مرز گوجو
اون علاوه بر تکنیک گسترش قلمرو میتونه انرژی مثبت و منفی رو ترکیب و از انرژی معکوس استفاده کنه، قدرت زیادی که اون به ارس برده این اجازه رو بهش میده تا دنیای اطرافش رو دستکاری کنه اما این تکنیک منحصر به خدنواده گوجوعه و بخاطر این قدرت بسیار در دنیای جوجوتسو خانواده بسیار معتبری هستن، گوجو به کمک انرژی معکوس سپر نفوذ ناپذیری برای خودش ساخته و تبدیل به یه جادوگر نفوذ ناپذیر شده
تکنیک شش چشم
این قدرت بینهایت که گوجو با ارس خانوادگی به اون دست پیدا کرده بهش اجاده میده تا حضور کاربر انرژی نفرینی رو حس کنه، قدرتش رو کنترل کنه و... که باعث میشه در میدان نبرد بی همتا باشه
جد گوجو ساتورو
گوجو از نوادگان جادوگری تحسین شده در دوره ی خودش است که پس از مرگش تبدیل به یکی از روح های انتقام جوی دنیای جوجوتسو شده است
اعتیاد گوجو به شیرینی جات
گوجو برخلاف قدرت های مخوف و ترسناکش شخصیت شوخ طبع و خوشرویی دارد، او در ابتدا برای عملکرد هرچه بهتر مغزش شیرینی میخورد اما پس از مدتی به ان اعتیاد پیدا کرد (زیادی کیوت نیست بچم؟ :') )
خب دیگه این پست هم تموم شد
چالش پست: چشم بسته برام بنویسید «تاگی و گوجو»
میبینمتون خوشگلکیام😎❤


سسسسسللللاااااممممم بر همه گان
یاح یاح بچگیم خراب شده میخوام مال شمارم خراب کنم😈😈😇
اول از همه با انیمیشن سیندرلا شروع میکنیم
قبلش یه سوال ، میگم اون موقع که سیندرلا در رفت همه لباسا بند بساتش برگشت به حالت اول..ولی چرا کفشاش همون جور موند؟..نه واقعا چرا؟
جدا از اون تو داستان اصلی سیندرلا خواهرای ناتنی سیندرلا موقتی که میخواستن کفش هارو امتحان کنن دست به کار وحشتناکی میزنن
آناستازیا انگشت های پاشو قطع میکنه و دریزلدا پاشنه پاشو رنده میکنه ملازمم وقتی میبینه کفش پر خون شده اونارو رد میکنه
دیوانن مگه نه؟
تازه آخرشم پرنده هایی که با سیندرلا دوست بودن چشم های خواهرا رو در میارن
بعدی انیمیشن سفید برفیه
بشخصه خیلی باهاش خاطره داشتم ولی تو داستان اصلی سفید برفی خیلی رویایی با بوسه شاهزاده بیدار نمیشه
تو داستان اصلی شاهزاده دستور میده که محفظه سفید برفی رو براش ببرن و در بین راه محفظه تکون شدیدی میخورده و تیکه سیب از دهن سفید برفی بیرون میوفته و سفید برفی بیدار میشه بعد با شاهزاده ازدواج میکنه و روز ازدواجشون سفید برفی ملکه رو دعوت میکنه و مجبورش میکنه تا خود شب با کفش آهنی داغ برقصه
اما به نظر من بخش وحشتناک ماجرا اینجاست که سفید برفی ۱۴ سالشه و شاهزاده ۲۴ سالشه 🙂💢
انیمیشن بعدی انیمیشن راپونزله
که داستان اصلیش خیلی با چیزی که تو انیمیشن نشون داد فرق داره
داخل داستان اصلی خانواده راپونزل اصلا سلطنتی نیستن اونا یه خانواده معمولین
مادر راپونزل در دوران بارداری هوس اون گلی رو میکنه که تو انیمیشن باعث جادویی شدن موهای راپونزل شده پدر راپونزل اون گل رو از خونه بغلشون برای مادر راپونزل میاره ولی وقتی برای بار دوم میره صاحب اون خونه که یه جادوگر باشه پدر راپونزل رو گیر میندازه بعد پدر راپونزل میگه بزاره از این گل ها برای همسرش ببره و در عوض راپونزل رو بهش میده
جادوگرم قبول میکنه و بعد به دنیا اومدن راپونزل اونو میگیره و داخل برج بزرگش میکنه
بعد سال ها یه روز که راپونزل داشته آواز می خونده یه شاهزاده صداشو میشنوه و دنبال صدا میاد شاهزاده و راپونزل عاشق هم میشن ولی یه سری اتفاقا میوفته که یادم نمیاد و باعث کور شدن شاهزاده میشه و شاهزاده راهی صحرا میشه راپونزلم یادم نیست دقیقا چجوری ولی از صحرا سر در میاره و شاهزاده رو با اون وضع میبینه ناراحت میشه و اینا و آخرم اشک راپونزل باعث بهبودی چشم شاهزاده میشه
انیمیشن بعدی زیبای خفته
خب این یکی رو دقیق یادم نمیاد ولی داستان اصلی تا یه جاهایی شبیه به انیمیشنه
یعنی آرورا طلسم میشه (فک کنم)
بعد پری ها اونو پیش خودشون میبرن و اونجا آرورا عاشق یه شاهزاده میشه بعد اون پری ها بهش میگن که تو یه شاهزاده ای و اونو به قصر بر میگردونن آرورا و آرورا تو قصر یه دوک نخ میبینه ولی برخلاف انیمیشن که با اون دوک دستش رو زخم نمی کنه بلکه سوزن دوک زیر ناخن انگشت آرورا گیر میکنه و باعث به کما رفتن اون میشه
خانواده آرورا اونو داخل یه محفظه و یه قصر مخصوص میزارن و از اینجا به بعده که داستان وحشتناک میشه
یه روز یه پادشاه آرورا رو میبینه و عاشقش میشه ولی هرکاری که میکنه آرورا بیدار نمیشه پس به اون*ت*ج*ا*و*ز میکنه و نتیجه کارش دوتا بچه دوقلو میشه آرورا همین جور تو کما با کمک پری ها بچه هارو به دنیا میاره
یه روز که بچه ها داشتن شیر میخوردن به صورت اتفاقی (میشه یا نمیشه نمیدونم ولی شده)باعث در اومدن سوزن زیر ناخن آرورا میشن و آرورا از کما بیرون میاد
و تعجب میکنه که این بچه ها کین و از کجا اومدن چه خبره این ها ولی تصمیم میگیره که بچه هارو بزرگ کنه
بعد یه مدت پادشاه دوباره به دیدن ارورا میاد و خوشحال میشه که آرورا بیداره و به ارورا میگه که اون بچه ها ، بچه های اون و ارورا واقعا نمیدونم چجوری ولی آرورا قبول میکنه و رسما اون و پادشاه وارد رابطه میشن (وجدانن چجوری قبول کرده من بودم پادشاه دیگه زنده نبود) یه مدت میگزره که ملکه یعنی همسر قانونی پادشاه( بله مردشور برده زن داشته) از ماجرا با خبر میشه و از جانب پادشاه به آرورا نامه میده که من دل تنگ بچه هامم اونارو برای من بفرست آرورا هم باور میکنه و بچه هارو میفرسته قصر
ملکه دستور میده بچه هارو بپزن بدن به پادشاه اما آشپز دلش رحم میاد و بچه هارو پنهانی بر میگردونه بعد ملکه دوباره به ارورا نامه میده که اینبار خودت بیا آرورا میره به قصر و یه سری اتفاق میوفته که من ترجیه میدم سانسور کنم ولی پادشاه متوجه میشه و ملکه رو مجازات میکنه و ایم خانواده وحشتناک به خوبی خوشی زندگی میکنن
به نظر من از بین همه انیمیشن ها این داستان اصلی زیبای خفته از همه وحشتناک تره خیلی هم وحشت ناک تره
البته دقیق مطمئن نیستم اول اونجوری باشه ها اما به بخش وحشتناک که میرسه کاملا مطمئنم
انیمیشن بعد پینوکیوعه
داستان اصلی پینوکیو کلا با انیمیشن فرق داره
ماجرا راجب یه پسر بچه که بچه ی بدیه وهمیشه در حال اذیت کردن بقیست
برای همین همیشه شکنجه میشه یا اتفاقای وحشتناک براش میوفته (مثلا یه بار قرار بود به دست یه غول پخته بشه)و در آخرم خودکشی میکنه اما به این پایان اعتراض میشه برای همین نویسنده یه پری رو میاره وست که به پینوکیو شانس دوباره میده
ولی اینجوری نیست که پینوکیو آدم بشه اون دوباره شروع به اذیت کردن و تاوان دادن میشه
اصلا داستان یجوری که خود آدم بزرگا هم وحشت میکنن چه برسه به بچه ها
خب ...دیگه یادم نمیاد چه انیمیشنایی بودن
بگید ببینم کدومارو میدونستید؟
