اسلندرمن:احضار*p1*

_اسلندرمن کسیه که بچه ها رو میکشه و میخورتشون

+جررر عجب داستانی

^کیتی این چیزا اصن‌واقعی نیست

آنها فقط داشتند در یک جمع سر افسانه ها باهم سر و کله میزدند. ۴ تا دختر که به مدت طولانی باهم دوست بودند و امشب توسط کیتی به خونه اون دعوت شده بودند. کیتی دختری با پوست سفید و چشمان آبی و موهای سیاه بود و به ماورا خیلی اعتقاد داشت

لونا دختری که خواهر کیتی بود و بمب انرژی بود ولی گاهی هم اروم و  از آن فقط  یک ماه بزرگتر بود  چشمان سبز رنگ داشت و  موهای خرمایی

کلویی دختری مهربان ولی افسرده هم با پوست سبز ه  و چشمان و موهای مشکی پیش آین دوتا نشسته بود.

کیتی با حالت پوکر ادامه داد:ولی اسلندرمن وجود داره میدونم که وجود داره 

لونا که اصن حواسش بهش نبود و تازه فهمید چه خبر شده گفت:نه بابا تو دیگه خیلی خیالاتی هستی

لونا:مگه نه کلویی و با چشمک‌ و حالتی‌که می‌خواهد کلویی تاییدش بکنه به کلویی‌ می‌فهماند  از اون طرف کلویی که داشت  از آبمیوه خودش میخورد با همون حالت بیخیالش فهمید چه خبره گفت:اها..آره راست میگه

کیتی که فهمیده بین این دوتا چه خبره و با حالت اخم آلود ادامه داد: هیی  از رازاتون خبر دارما.

لونا و کلویی با هم از این حرکت کیتی خندشون گرفته بودو مثل اسب آبی و الاغ میخندیدن

کیتی:خوب خوب من‌از روی اینترنت یه نقشه دستور و احضار اسلندرمن  پیدا کردم و میخوام که باهم دیگه...

حرفش با روشن خاموش شدن لامپ‌ها نصفه موند

لونا:حتما نوسان داره برامون ادامه بده

کیتی:خوب بیا نگاهش بکنید

لونا و کلویی به طرف کامپیوتر و پیش‌کیتی می‌رود

و چیزی‌که نباید میدیدن رو دیدن.....

*************************

خوب امیدوارم خوب شده باشه تا پارت دیگه بدرودد

 

 

 

[ پنجشنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۱ ] [ 10:29 ] [ 😈katryn😈 ] [ ]
آخرین مطالب