بکیلیک روی بالایی
سلام ممنونم که خبرهای این بخش را دنبال میکنید.
من نادیا شاماک هستم، خبرنگار ساعت ۲۳.
به نظر میرسد گروه خلافکاران به یک پاساژ در منطقه ی ۲۳ حمله کردن.
کاراگاه ها دارن وارد ساختمون میشن تا همه چیز رو بررسی کنن.
با ما همراه باشید.
* از زبون مرینت *
با کلویی وارد ساختمون شدم.
الیا داشت دوربینا رو چک میکرد.
بهم خبر داد که دوربینا پاراتیز افتاده.
فهمیدم که حتما خلافکار شماره ی ۴ هست، میلن هاپرل.
ساختمون ۲ طبقه بود.
از در که وارد شدیم فقط چند تا تیکه از بدن مثل دست، پا، چشم و سر بدون بدن دیدیم و هیچ اثری از بدناشون نبود.
طبق تحقیقات من و کلویی فقط خلافکار شماره ی ۱، لایلا راسیه که یک تیکه از بدن قربانی به جا میزاره.
طبقه ی مثبت یک رفتیم.
همه ی ادمای قربانی فقط یک درز بزرگ از گلوشون تا کمرشون داشتن.
این کار خلافکار شماره ی ۲ بود، زویی انتبلومه.
رفتیم طبقه ی مثبت ۲
همه ادمایی که مرده بودن یک علامت دایره و مثلث (علامت شیطان پرستی) روی رگ های دستشون بود.
با خودم فکر کردم که کار کدوم خلافکاره
کلویی که داشت جسدا رو بررسی میکرد اومد گفت که این حتما علامت خلافکار شماره ۳، الکس کوبدله، هم دانشگاهی قبلیمون
با خودم فکر کردم.
حالا یادم اومد الکس یه تتو روی دست چپش به شکل دایره و مثلث داشت.
به پلیس زنگ زدیم، پلیس رسید.
جسدارو جمع کردن.
رفتیم خونه
من و کلویی و الیا توی یک اپارتمان ۱۵۰متری با چهار تا اتاق زندگی میکنیم.
یکی از اتاقا برای من یکی برای کلویی یکی هم مال الیا بود و اون یکی اتاق هم برای تحقیقات و کارای کامپیوتریمونه که بزرگ ترین اتاق خونس.
ما سه نفر تقریبا هیچ خانواده ای نداریم.
من فقط یک دایی دارم و الیا هم تا سه ماه پیش با مادربزرگش زندگی میکرد، کلویی هم یک برادر داره.
از وقتی یادمه پدر و مادرم به دست خلافکارا کشته شدن، از کوچیکی ازشون نفرت داشتم.
من کاراگاه شدم به خاطر اینکه از اونا انتقام بگیرم، ما هممون خاطره های بدی از اون خلافکارا داریم.
برای اینه که ما کاراگاهیم....
