خواب عجیب بندههه

سلام

واو پس از مدت هاا پست گذاشتم

خب بنده یه خواب عجیبی دیدم نزدیک یه هفته پیش

 

 

 

همه بچه های وب قرار گذاشته بودیم بریم شمال با به ون حتی ادری و امیرم بودن

وقتی من سوار ون شدم همتونو دیدم که یه پارچه ی سیاه انداختین رو صورتتون و اسمتونم روش نوشته

راننده یه مرد عجیبی بود که پارچه سفید روش انداخته بود 

رسیدیم شمال رفتیم یه ویلا

همه قرار گذاشتیم بریم لب ساحل 

یه فرش پهن کردیم و نشستیم

داشتین پارچه های رو صورتتونو برمیداشتین که از خواب پریدم

 

 

کمی بنظرم عجیب بود 

اخه چرا پارچه سیاه

فک کنم چون دیروزش ت مدرسه رفتیم پشت بوم صداهای عجیب شنیدیم ولی ربطی نداشت:/

بای*-*

 

[ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 23:51 ] [ 🍃kagami🍃 ] [ ]
آخرین مطالب