خواب مور مور کننده من

سلاااممم عشششقووولللییااااااا

از عنوان هم معلومه 

میخوام یکی از مور مور کننده ترین خواب هامو تعریف کنم

خب به عنوان یه دختر با تخیل قوی این طبیعیه که خوابای عجیب باشم

اما یسری از خوابام مور مور کنندست 

و یه سری هاشون آینده رو نشون میده

البته نه اون جوری ها کم بیش یه اتفاق کوچیک تو آینده رو بهم نشون میده برای همین این خوابم باعث مور مور شدنم میشه 

خوابمو از اونجا یادم میاد که:

پای گوشیم بودم شروع کردم از همه مخصوصا کاچان حلالیت خواستن 

میگفتم قراره بمیرم  هرچی خوبی بدی دیدی حلال کن 

این جمله( قراره بمیرم ) رو به همه گفتم حتی آدمای اطرافم 

والدینم میدونستن قراره بمیرم و هیچ کسم ناراحت نبود همه عادی بودن 

بعد بیم پله های خونه روحم از بدنم جدا شد  و بدنم از بین رفت 

بعد من به عنوان روح توخونه زندگی میکردم و پدر مادرم منو میدیدن داداش کوچیکمم با من روح شده بود  من با داداش کوچیکم و اون یکی رفتم مغازه  اونا من و داداشم نمیدیدن ماهم هرچی می‌خواستیم می‌خوردیم بعد برگشتیم خونه  و من میخواستم با داداش کوچیکم برم سفر دور دنیا  و از مامان بابام اجازه گرفتم(یعنی بعد مرگم زیر تسلط ننه بابام بودم🙄)

خلاصه ما بند بسات جمع کردیم با ننه بابام و کاگی و کاچان  و داداشام دست جمعی بریم سفر دور دنیا 

بعد از خواب بیدار شدم 

 

بخش مور مور کننده اینجاست که اینجور خوابای من معمولا واقعی میشه نه دقیقا اینجوری ولی همین اتفاق میوفته 

نظر شما چیه به نظرتون عمرم به دنیاست؟

[ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ] [ 21:56 ] [ 🐺ladywolf🐺 ] [ ]
آخرین مطالب