برلیان : خوبی لوک خوش شانسس؟
لوکا : برلیانننن
مرینت : و بعله شروع میشوددد
برلیان : چته مو ابیییی؟ هااا؟ فک کردی کی هستییی؟ اصن میدونی من کیم؟ لوک خوش شانس؟
لوکا : بروبابا رستوران برلیان (ما یه رستوران داریم تو مراغه اسمش برلیانه😂احتمالا تو شهرای دیگه هم هست)
برلیان : بخف باوووو
لوکا : خودتتتتتتتت
برلیان : بزنمت صدا سگ ماهی بدییی؟
لوکا : برو بابا دختره ی خنگگگگ چنین چیزی وجود نداره
برلیان : خنگ خودتیو جد و ابادتتتتتتت
ونوس با حاله ای سیاه در دورش میفرماید : خفه شیددددددد
برلیان اندر لوکا : چشمممم
ونوس : افرین
برلیان با نگاهیی وحشت ناک به ونوس مینگرد ولی ونوس دقیقا برعکس بقیه که با این نگاهای برلیان جیش میکنن تو شلوارشون خیلی ریلکس پوزخند زد و دوباره رفت تو گوشیه اپلش:/گوشیش هم برلیان واس تولدش قبلا برای ونوس گرفته بود:/اره دیه برلیان بچم از اون خر پولاست😂💔
برلیان : الاغغغ الان باید از ارس جیش میکردی تو شلوارت
ونوس : قبلا اینجوری بود ولی الان عادت کردممم😝
برلیان : عهه خفع بشین یه دیقه از شرکت زنگ زدن
_الو..
+الو رئیس راستش جلسه رو انداختن جلو و الان..
_ اوکی الان میاممممممم:/
وقطع کردم:/
