تنهام نزار:)💔 پارت 2

برلیان : خوبی لوک خوش شانسس؟ 

لوکا : برلیانننن

مرینت : و بعله شروع میشوددد

برلیان : چته مو ابیییی؟ هااا؟ فک کردی کی هستییی؟ اصن میدونی من کیم؟ لوک خوش شانس؟ 

لوکا : بروبابا رستوران برلیان (ما یه رستوران داریم تو مراغه اسمش برلیانه😂احتمالا تو شهرای دیگه هم هست) 

برلیان : بخف باوووو

لوکا : خودتتتتتتتت

برلیان : بزنمت صدا سگ ماهی بدییی؟

لوکا : برو بابا دختره ی خنگگگگ چنین چیزی وجود نداره

برلیان : خنگ خودتیو جد و ابادتتتتتتت

ونوس با حاله ای سیاه در دورش میفرماید : خفه شیددددددد

برلیان اندر لوکا : چشمممم

ونوس : افرین

برلیان با نگاهیی وحشت ناک به ونوس می‌نگرد ولی ونوس دقیقا برعکس بقیه که با این نگاهای برلیان جیش میکنن تو شلوارشون خیلی ریلکس پوزخند زد و دوباره رفت تو گوشیه اپلش:/گوشیش هم برلیان واس تولدش قبلا برای ونوس گرفته بود:/اره دیه برلیان بچم از اون خر پولاست😂💔

برلیان : الاغغغ الان باید از ارس جیش میکردی تو شلوارت

ونوس : قبلا اینجوری بود ولی الان عادت کردممم😝

برلیان : عهه خفع بشین یه دیقه از شرکت زنگ زدن 

_الو.. 

+الو رئیس راستش جلسه رو انداختن جلو و الان.. 

_ اوکی الان میاممممممم:/

وقطع کردم:/

[ یکشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۰ ] [ 23:23 ] [ 💜melina💜 ] [ ]
آخرین مطالب