ترسناک ترین خواب من😐❤️

سلام خوبین؟ 

خببببب برین پاییننن

 

داشتم توی یه جنگل راه میرفتم با ملیسا بعد یهو ملیسا بیهوش شد من ترسیدم بعدم من بیهوش شدم و یهو وقتی بیدار شدم سر جلسه امتحان بودم امتحانم امتحان ریاضی بودددددددد😐💔من فقط کدنویسی دوس دارم نه ریاضی 😐💔هییییی

زارت رفتم توی یه خونه ای داشتم با ملینا سگ های ولگرد بانگو رو میدیدم و من و ملی داشتیم واسه چویا و دازای قش و ضعف میرفتیم کهه یهو دازای و چویا رو کشتن بعدم که زارت از خواب پریدم😐😂💔

هیچی دیگه ترسناک نبود مسخره بود

بای عخشای مححح😐💖

[ چهارشنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۰ ] [ 23:20 ] [ 🎃👻SaRiNa👻🎃 ] [ ]
آخرین مطالب