#آدرین
دیروز واقعا عجیب بود یعنی اون دختره چشه؟
شاید واسه اینکه خفن به نظر بیاد اینکارو میکنه
ولی نه فک نکنم
وااای داره دیوونم میکنه
زینگگگگ زینگگگگگ
این دیگه چه خریه؟
اِ نینوئه که
آدرین:الو؟
نینو:سلام و علیک خواسم بگم امروز تعطیله
آدرین:چییییییییییی
نینو:آروم گوشمو کر کردی
آخه کجاش بده؟خیلی هم عالی بیگیر بخاب داشی خدافظ
آدرین:نه قطع....(قطع شد)نکن....
واااای آخه چرااااااا حالا من چجوری بفهمم این چه مرگشه؟
خدمتکار:آقا ساعت ۹ شده
آدرین:خب؟
خدمتکار:خودتون دیشب ازم خواستین ساعت ۹ خبرتون کنم
فلش بک به دیشب
آدرین:هی.....تو
خدمتکار:بله قربان؟
آدرین:ببینم تو فردا هم اینجا کار میکنی؟
خدمتکار:بله قربان
آدرین:پس فردا ساعت ۹ خبرم کن برم دبیرستان
خدمتکار:چشم آقا
پایان فلش بک
آدرین:آه......آهان........ولی امروز ظاهرا تعطیله
خدمتکار:خیر قربان امروز تعطیل نیست
آدرین:وات؟نینو که گف تعطیله
خدمتکار:احتمالا ارباب نینو اشتباه متوجه شده
آدرین:چیو اشتباه متوجه شده؟
خدمتکار:امروز روز بزرگداشت خوانواده آقای نینوئه و ایشون نمیتونن برن دبیرستان پس امکان داره که در مورد شما هم همین فکر رو کرده باشن
آدرین:هولی شتــــــــــــ میتونی بری
خدمتکار:بله قربان
آدرین:یســـــــ یس یس یس یس یس یس
امیلی:آدرین؟
آدرین:آو مامان چطوریـــــ بیا بغلم(بغل)
امیلی:آه خب باشه (خنده زورکی)
مدرسه از زبان الکس
هاه.......اینم یه روز خسته کننده دیگه پوففففف
مرینت:الکس؟ آماده ش کردی؟
الکس:آره
(از فضولی بمیرین هم باید صبر کنین تا بفهمین)
مرینت:خوبه بریم
آدرین:آهای مرینت
#آدرین
مرینت صورتشو برگردوند سمتم،وای خدا وقتی موهاش تمون میخوره واقعا خوشگل میشه(مرینت موهاش بازه)
گفتم:باید باهات صحبت کنم
ولی جواب داد:نه
واقعا ناراحت شدم و با عصبانیت برگشتم سمتش و گفتم:
وقتی یکی از جنتلمن ترین آدمای دبیرستان ازت میخواد باهاش حرف بزنی باید همین کارو بکنی
و بعد دستشو کشیدم و بردمش،همه مخصوصا مرینت بهت زده بهم نگاه میکردن و منم حس خوبی داشتم
(همش رویای آدرین بود)
یهو به خودم اومدم دیدم همه رفتن تو کلاس
منم بدو بدو رفتم کلاس
خانم بوستیه:بچه ها کسی میدونه چرا نینو نیومده؟
آدرین:رفته مهمونی خوانوادگیش
خانم بوستیه:بسیار خب پس درس رو شروع میکنیم
وسط کلاس
دینگ دینگ......دینگ دینگ
همه به مرینت خیره شدن چون صدا از طرف اون بود،مرینت گوشیشو نگاه کرد و گفت:خانم بوستیه میشه من برم یه کار فوری دارم
خانم بوستیه:و اون کار چیه مرینت؟
مرینت:میشت لطفا بعدا توضیح بدم؟واقعا فوریه
خانم بوستیه با یه لحن و نگاه مشکوک:بسیار خب میتونی بری
(مرینت میره بیرون)
خانم بوستیه:الکس میشه تو توضیح بدی؟
الکس با یه لحن بی حال:نه.....مسئله شخصیه
خانم بوستیه نفس عمیقی کشید و گفت:بسیار خب درس رو ادامه میدیم
"بعد مدرسه وقتی آدرین تو راه خونه س(پیاده)"
#آدرین
چه روز خسته کننده ای بود
نتونستم با مرینت حرف بزنم
داشتم همینطور قدم میزدم و به زمین خیره شده بودم که یه صدایی از بالا سرم اومد
باورم نمیشه یه دختر داشت از بالا میفتاد پایین
ولی چهره ش آشنا بود
اون........اون..........اونـــــ..........
مرینت بود!
صب کن ببینم اون که نمیفتاد داشت به خواست خودش از یه جای صد متری میومد پایین
ناموصن؟واقعا؟وات دفاز؟
ولی لباسش خیلی عجیب بود
(لباسش شبیه لباس الیور تو فیلم کماندار سبز بوده)
صداش زدم:آهـــــای مرینـــت
یه نگاه بهم انداخت ولی...........چرا چشماش قرمز بود؟
****************
۳ تا کامنت
خودم میدونم جای حساسی تموم کردم ولی خب چه کنیم😶
خیلی بی شعورم میدونم😶
به هر حال ۳ تا کامنت یادتون نره😶
هر فحشی میدین بدین فقط نگید کثافط
احتمالا دیر گفتم و تا حالا کثافطو گفتین
۳ تا😶
