میراکلس باکس(پارت ۱)

نکته:مرینت عاشق آدرین نیست و با آلیا هم دوست نیست

مرینت:داشتم مثل همیشه توی پاریس گشت میزدم که مبادا آدم بدی وجود داشته باشه

یهو یه صدایی اومد از برج ایفل بود 

دختر کفشدوزکی این شهر مال منه خودتو تسلیم کن

از سر و وضعش معلوم بود یه دانشمند دیوونس

انگار رئیسش اخراجش کرده اونم میخواد بکشتش

چیش دیوونه

(یخورده بعد درگیری)

نه انگار قوی تر از این حرفاست به کمک نیاز دارم

معجزه گر پروانه رو برداشتم و دادم به لوکا

تونستیم شکستش بدیم اما دم آخری یه کاری کرد معجزه گر پروانه از رو لباس

لوکا افتاد و گم شد

حسابی عصبانی شده بودم

لوکا حواست کجاست میدونی این معجزه گر چقدر میتونه خطر ناک باشه؟

لوکا:متاسفم...فکر کردم دیگه شکستش دادیم

آه بیخیالش بیا ببرمت خونه

همون لحظه لایلا داشت از اونجا رد میشد

و معجزه گر پروانه رو دید با خودش برد خونش و با استفاده از نورو 

تمام چیزای لازم رو فهمید

نورو فکر میکرد لیدی باگ اونو بهش داده اما اشتباه میکرد

لایلا:این عالیه و حالا...نورو بال های تاریک برخیزید

لایلا هرروز برای سرگرمی مردم رو شرور میکرد 

ولی لیدی باگ جلوش رو میگرفت

لیدی باگ:این دیوونه داره با معجزه گر پروانه چیکار میکنه؟

چه میخواد؟

در هر صورت نمیتونم تنهایی از پسش بر بیام

باید واسه ی معجزه گر گربه سیاه یه هولدور انتخاب کنم

اممممممم....فهمیدم!

 

خب این پارت تمامید 

بای

[ شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 10:50 ] [ 🍺perpel tigers🍺 ] [ ]
آخرین مطالب