
مقدمه:
اولین باری که دیدمت بهت گفتم من بی نهایت دست و پا چلفتی ام
ولی تو اصلا به این خصلتم توجه نکردی
بهم گفتی عاشقمی ولی...
من گفتم عاشق یه پسر دیگم
بی خبر از اینکه اون تو بودی
پارت ۱:
از زبان مرینت:
خواب بودم که احساس کردم یکی داره موهامو نوازش میکنه
از خواب پریدم دیدم کت نوار بالا سرمه و در حال نوازش موهام
من: مرض داری؟
کت نوار: خب موهات بوی توت فرنگی میداد خیلی خوب بود بانوی من
من: متشکرم ولی من باید برم
کت نوار: نه
من: میتونم بپرسم چرا؟
کت نوار: چون امروز تعطیله
من: ولی خب باید برم صبحونه بخورم
کت نوار: باشه عشقم(بوسیدن دست) ساعت ۸ بیا برج ایفل
من: باشه عشقم(بقل کردن کت) میام
کت نوار: بای
من: بای😘
بعد رفتم کارای معمولمو انجام دادم که دیدم ساعت ۷:۴۵ شده
من: تیکی بدو وگرنه دیر میرسیم

لباس مرینت👆
با عجله دویدم طرف برج ایفل مه دیدم کت نوار اونجاس چه جای قشنگ و رمانتیکی هم درست کرده بود...
پایان پارت اول
گایز اولین داستان مریکتی ای بود که نوشتم اگه بد بود بگین
