
- این میکروفون روشنه؟ یک... دو... سه
آکی:بدو دیگه
آنیسا: خب بچه ها امروز میخوام راجع به آدمای عجیبی صحبت کنم که اونا همه آدمای خفنو دیدن خونه همه سلبریتی ها بودن و مدام راجع به بهترین دوست ابر قهرمانا بودن حرف میزنن. تا حالا پیش خودتون فکر کردین چرا این آدما همه سلبریتی ها رو میشناسن؟ اصلا مگه ممکنه؟ توی دنیا این همه سلبریتی دهست چجوری همه رو دیدن؟ این اصلا امکان نداره. بعضی از این آدما ادعا دارن که شاهزاده ها رو هم میشناسن. خب دوستان این اصلا امکان نداره وگرنه الان این آدما باید توی قصر زندگی میکردن... خب دوستان شما اگه میخواید جلوی این افراد دروغگو رو بگیرید باید اول شناساییشون کنین ببینین اونا چی میگن؟ قرار روی کشتی با شاهزاده آلی؟ بعد بگردین ببینین حقیقته یا نه. قطعا نمیتونین از شاهزاده آلی بپرسین امروز تو کشتی با کی قرار داره. ببینین اگه قراره اون تو کشتی با شاهزاده آلی باشه قطعا شاهزاده و کشتیش تو شهرن و قطعا اخبار نشونشون میده پس با دقت نگاه کنین ببینین اون فردو میبینید یا نه. اگه ندیدید بدونید اون فرد دروغگو رو پیدا کردین و حالا احتمالا بقیه دوستاتون هم فهمیدن اون فرد تو کشتی نیست پس فرد مورد نظر... رو تنها میزارن و با حرفای دروغ هیشکی بهش اعتماد نمیکنه.
کل بچه ها کف میزنن.
ساکورا: خب ما باید بریم خونه مرینت اینا خداحافظ.
خب هیچ اتفاقی نمیفته دخترا و مرینت و آدرین به خونه مرینت اینا میرسن.
مرینت: مامان دوستام اومدن.
سابین: مرینت توروخدا ببرشون اتاقت.
مرینت:باشه مامان!
همه میرن اتاق مری.
آکی یک عدد لبخند شیطانی میزند و پیش مرینت و آدرین میرود.
آکی: نظرتون چیه شما ها گیم بازی کنین ما ببینیمتون یاد بگیریم؟
مرینت: چه فکر خوبی![]()
مرینت و آدرین میشینن و گیم رو شروع میکنند
ساکورا که سرش گیج میره: دخترا من حالم اصلا خوش نیست
آنیکا: دستات رو بگیر جلوی صورتت من الان درستت میکنم
ساکورا:باشه... وای!
یک عدد نیروی صورتی از دستاش بیرون میزند و به مرینت و آدرین میخورد.
از آنها معجزه گرانشان میماند
اچا:چیکار کردی؟
ساکورا:تقصیر من نبود
آکی: نیروی غیر فعال معجزه گر که نبود چون آبی بود نه صورتی
آنیسا: چه بلایی... سرشون اومد؟
خب این پارت تمومید
من کرم دارم بعضی وقتا پارتو جای حساس تموم میکنم
باییییییییی
