داستان تک پارتی ی مریکت به نام همراه با عشق

 

با عشق

 

مرینت دوپن_چنگ:

 

گوشیم که داشت روی دراور خودشو میکشت انقد زنگ میزد برداشتم الیا بود جواب دادم

 

الیا:م.. م ... مرینت

 

از شدت نفس نفس زدن نمیتونستم بفهمم چی میگه

 

مرینت:الیا بگو چی شده

 

الیا:حقیقت حقیقت منو گرفته اون اون لوکا شرور شده

 

با صدای جیغ الیا و داد لوکا تماس تموم شد و سکوت همه جا رو فرا گرفت

 

دیگه وقت فک کردن نداشتم

 

مرینت:تیکی خال ها روشن

 

محل شرور:

 

کت نوار:به به باگابو

 

لیدی باگ:اصلا وقت این مسخره بازیا رو...

 

اشعه ای رو که بهم میخورد حس کردم

 

لوکا/حقیقت:حالا تو لیدی باگ بهم میگی که تو کی هستی؟

 

لیدی باگ:من ...

 

کت نوار:یه شنا گرخوب و لیدی باگ رو در اب انداخت

 

کت نوار:

 

دستام رو مشت کردم باید ازش بپرسم

 

لیدی باگ:کت...تو که نمیخوای از این موقعیت سو استفاده کنی؟

 

کت نوار :فقط یه سوال حست به من چیه ؟

 

لیدی باگ:اعصبانی شدم چطور تو این موقعیت جرائت میکنه داد زدم:ازت متنفرم ناراحتم میکنی باعث میشی حواسم پرت شه به نظرم تو یک ادم بی خودی که بهت هیچ نیازی ندارم

 

تازه فهمیدم چی گفتم اما دیگه دیر شده بود

 

اروم گفتم:کت...کت من فقط....اعصبانی بودم

 

کت نوار:قطره اشکی از چشمم اومد پایین (نه اینکه گریه کنه ها کت بلانکو یادتونه تو همین مایها)

 

زمزمه کردم :نه تو حقیقتو گفتی اما این موجود بی خود بازیچه ی تو نیست

 

خودت شکستش بده

 

لیدی باگ:نمیتونم

 

کت نوار:چرا میتونی تو لیدی باگی لیدی باگ به هیچ کس نیاز نداره

 

و رفت

 

بعد از شکست شرور به تنهایی:

 

مرینت دوپن چنگ:

 

تو کشتی لوکا نشستم چشمم به ادرین خورد که داشت با کاگامی حرف میزد

 

با تمام سرعت به سمت خونه دویدم دیگه نه به داد لوکا توجه کردم و نه به کاگامی که داشت گریه میکرد دیگه بسه تو حالت لیدی باگ وارد بالکن شدم اما تا رسیدم وقتم تموم شد و به م رینت تبدیل شدم

 

وایسادم

 

و شروع به خوندن کردم

 

 

 

I’m so tired of pretending

 

من از تظاهر کردن خیلی خسته شدم

 

Where’s my happy ending?

 

پایان خوش من کجاست؟

 

  I followed all the rules

 

همه این قوانین رو دنبال کردم

 

I drew inside the lines

 

درون این خطوط های نقاشی کردم (توی حد و مرزی که برام گذاشتن بودم)

 

I never asked for anything that wasn’t mine

 

هیچوقت برای داشتن چیزی که برای خودم نبود درخواستی نکردم

 

I waited patiently for my time

 

صبورانه برای رسیدن زمان خودم صبر کردم

 

But when it finally came

 

و بالاخره (زمانم) رسید

 

He called her name

 

اون اسم یکی دیگه رو صدا کرد

 

مکث کردم چون دستی روی کمرم حس کردم

 

کت نوار بود خواستم چیزی بگم اما به علامت سکوت دستش رو روی دهنم گذاشت. و ادامه داد

 

 

And now I feel this over whelming pain

 

حالا این درد مقاومت ناپذیر رو احساس میکنم

 

I mean it’s in my veins

 

منظورم اینه که (درد) تو رگ هامه

 

I mean it’s in my brain

 

منظورم اینه که (درد) تو مغزمه

 

My thoughts are running in a circle like a toy train

 

افکارم مانند یک قطار اسباب بازی توی مغزم میگردند

 

I’m kinda like a perfect picture with a broken frame


من یجورایی مثل یه تصویر عالی درون یک قاب شکسته ام
 

مرینت:

 

know exactly who to blame

 

دقیقا میدونم چه کسی رو مقصر بدونم

 

I never thought of myself as mean

 

هیچوقت به خودم به عنوان یه آدم بدجنس نگاه نکردم

 

I always thought that I’d be the queen

 

همیشه فکر میکردم که یه ملکه میشم

 

And there’s no in between

 

و چیزی بین اینا نمیشم

 

‘Cause if I can’t have that

 

کت نوار

 

 

 

چون نمیتونم داشته باشمش

 

Then I would be the leader of the dark And the bad

 

پس رهبر تاریکی و بدی خواهم شد

 

Now there’s a devil on my shoulder

 

حالا یک شیطان روی شانه من هست

 

Where the angels used to be

 

جایی که قبلا فرشته ها بودند

 

And he’s calling me the qeeng

 

و اون (شیطان) داره من رو شاه صدا میکنه

 

 

Being nice was my pastime

 

خوب بودن در گذشته من بوده

 

But I’ve been hurt for the last time

 

ولی این برای بار آخره که آسیب دیدم

 

And I won’t ever let another person take advantage of me

 

و دیگه هیچوقت اجازه  نخواهم داد فرد دیگه ای ازم سو استفاده کنه

 

The anger burns my skin, third-degree

 

(خشم پوستم رو میسوزونه، با درجه سوم (درجه بالا

 

Now my blood’s boiling hotter than a fiery sea

 

و خونم داغ تر از یک دریای آتشین میسوزه

 

There’s nobody getting close to me


هیچکس نمیتونه بهم نزدیک شه

 

 

مرینت:

 

 

 

They’re gonna bow to the Evil Queen

 

اونا برای ملکه شیطانی تعظیم خواهند کرد

 

Your nightmare’s my dream

 

کابوس تو رویای منه

 

Just wait until they fall to my wicked schemes

 

فقط صبر کن تا اونا با نقشه شرورانه من سقوط کنند

 

I never thought of myself as mean

 

هیچوقت به خودم به عنوان یه آدم بدجنس نگاه نکردم

 

I always thought that I’d be the queen

 

همیشه فکر میکردم که یه ملکه میشم

 

And there’s no in between


و چیزی بین اینا نمیشم


 

 

کت :نوار:لبخندی زدم و گفتم:

 

ملکه ی شیطانی نمیخوای بکشیم که اخه من میدونی که و به لباس قهرمانی اش اشاره کرد

 

مرینت:نه امروزو بهت رحم میکنم اما یادت باشه من ملکم و خندید

 

کت نوار:ملکه میزاری پادشاه باشم

 

مرینت :تعجب کردم ودستش رو که برای خوندن روی کمرم گزاشته بود پس زدم و گفتم:هان ؟

کت نوار:میدونستم چرا باید انتظار نیداشتم بعد این همه مدت عاشقم بمونی مت به احمقم خواستم برم پام به لبه ی بالکن گیر کرد داشتم میوفتادم چشمامام ر. بستم و منتظر درد شدم اما چیزی نشد فقط حس میکردم گلوم یکم درد میکنه نگاه چشمام رو که باز کردم مرینت رو دیدم که از زنگولم گرفته تا نیوفتم 

مرینت:نمیدونم نمیدونم کت من من 

چیزی نگفتم و لبام رو روی لباش گذاشتم

حالا فقط چشما ی سبز گربه ایش رو که از تعجب داشت میترکید میدیدم و تقریبا چند ثانیه بعد همراهی کردن

 

کت نوار:خب خب پرنسس پس شاهزادتو پیدا کردی

 

مرینت:ملکه نه پرنسس پرنسس من قبلیه منی که ضعیف بود و برای ی بدبخ ناراحت بود

 

کت نوار:افتخار میدی و به نشانه ی رقص دستش رو جلو اورد

 

مرینت:البته

 

کت نوار:

 

بدون هیچ ملودی ای شروع به رقص کردیم

 

چشمام رو بستم و ارزو کردم دنیا همینجا تموم میشد بدون کسی که دلتو بشکنه با مای لیدی ای جدید و مهم تر از همه دنیا همراه با عشق 


 

[ شنبه شانزدهم مرداد ۱۴۰۰ ] [ 23:43 ] [ 💕Adriana💕 ] [ ]
آخرین مطالب