
اون موقع یهویی ساکورا میره یک جای خلوت و میگه:
بله همه چی طبق نقشس نه اون دوتا نمیتونن کاری کنن قربان
هاک ماث بزودی میمیره
همون موقع لیدی ولف ناگهان میپره وسط و میگه:
اگه یه بار دیگه داد بزنید هر دوتونو با این داس تیکه تیکه میکنم😡
لیدی پینگویین: لیدی ولف آروم باش قرار نیست ما کسی رو بکشیم
ملکه شیطان: من همین الان باید بفهمم چی شده! بگید ببینم
لیدی باگ: خب... من و کت چند وقت پیش یه اس ام اس ناشناس گرفتیم که گفت یه نفر تو شهر قراره بمیره
کت نوار: من و مای لیدی دنبال چیز مشکوک گشتیم تو خونهی پدرم...
لیدی باگ: یک نفر زنگ زد گفتش: من کلارا هستم عضو یاکوزا ها ولی دیگه نمیخوام باشم زنگ زدم تا بگم اونا میخوان تو رو بکشن پس آمادگی داشته باش
لیدی پینگویین: کلارا؟ یه سال پیش یه نفر با همین اسم به ساکورا زنگ زد
کت نوار: من گفتم پدر! و همونجا کشف هویت شد
لیدی باگ: یک اتفاق عجیبی افتاد من بهش گفتم حالا که هویت همو میدونیم نباید با هم باشیم
کت نوار: همه این اتفاقا یه سال پیش افتاد
لیدی باگ: من صدای کلارا رو ضبط کردم
لیدی صدا را پخش میکنه
لیدی پینگویین: خود خودشه
پرنسس اقیانوس: ببخشینا ولی یه عالمه ابر شرور منتظر مان، بریم؟
لیدی باگ: آره، بریم
(دو ساعت بعد)
ساکورا: عههههههه پس یه نفر میخواد گابریلو بکشه
اچا: ما به یه نفر مشکوک شدیم
آنیکا: احیانا یه سال پیش کلارا خانم بهت زنگ نزد؟
ساکورا: اوهوم دوست قدیمیم کلارا
آنیسا: این کلارا رو از کجا میشناسیش؟
ساکورا: اززززززززززز... اون قدیما که به آنی گفتم
آکی: آهان مافیا😈
ساکورا اندر ذهن: معنی این لبخندش چیه؟
مرینت ناگهان از راه میرسد
مرینت: سلام بچه ها! پس این دوست ما ساکوراست
آکی: پیداش کردیم و میخواستیم بیایم خونتون(خب میدونیم که اینا هویت ابر قهرمانا رو میدونن به ابر قهرمانا هم هویتشونو گفتن)
ساکورا: قضیه چیه؟
اچا: ما بهت مشکوک شدیم ساکورا و یکم ازت سوال پرسیدیم دیگه کاملا مطمئن شدیم
آنیکا: پس... وایسا ساکورا
ساکورا میدوئه و فرار میکنه
ساکورا اندر ذهن: پس معنیش این بود😠 واسه چی اینکارو با دوست قدیمیش کرد؟😠
یک عدد آکوما پرواز میکنه و سراغ ساکورا می ره و وارد کراواتش میره
هاک ماث: بانوی مافیا من هاک ماث هستم...
👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢👢
خب این پارت هم تمومید
واسه پارت بعدی ۵ کامنت نا قابل
