
ساکورا: عجب روز خوبیه واسه دوچرخه سواری
آنیسا: تا فرودگاه باهاتون مسابقه میدم
آکی: نه نه مسابقه نه عینکت میشکنه
آچا: یادش بخیر عینک آنی شکست
آکی: پای منم شکست آخه خیلی سریع رفتیم
ساکورا: خاله جان کنار ماشینا داره واسمون دست تکون میده
آنیکا: بچه هااااااااا بیاید قراره با ماشینای مامانا بریم
ساکورا: داریم میایم دیگه
در ماشین...
ساکورا: آنی میگم آکی دیروز هوس کشتنتو کرده بود؟
آنیسا: نفهمیدم دوشیزه آکانه چی؟
ساکورا: هوس کرده بود بکشتت
آنیسا: مامان نگه دار
آنیسا با سرعت به طرف ماشین آکی و آنیکا میرود و فریاد میزند: تاناکا آکانه
آکی: باز چه خبره؟
آنیسا: هوس کرده بودی بکشیم؟
آکی: آره ولی تقصیر من نبود تقصیر اون پسره بود
آنیسا: پسره؟
آکی: آره همون پسر باحاله تو کافه داشتین با هم حرف میزدید و قول ازدواج دادید؟
آنیسا: من تازه 18 سالمه... ازدواج؟ آکی مغزت کجا رفته؟
آکی: یه حسی بهم میگه... خب ما پنج تا قول داده بودیم ازدواج نکنیم
آچا: هووووووووووووفففففف بخیر گذشت
ساکورا: خب بریم که الان پرواز دیر میشه
خب پرواز میکنیم و میریم پاریس و بعد میریم خونه آدرین اینا
آنیسا: پس واقعا ما تو میراکلسیم؟
ساکورا: خاله جان میگم درباره اون یکیا هم توضیح میدین
آیریس: چیزی یادم نیست... ولی شایعاتی هست مبنی بر اینکه اونا خون آشامن
آنیسا در حالی که از خنده منفجر شده: مامان... خون آشاما وجود ندارن
وارد خونه میشیم و از اونجا که دیگه صبر نداریم میدوییم میریم اتاق آدرین
آدرین: ای وای! سلام دخترا
آنیکا: امممممممممم... سلام
آدرین: اسمتون چیه؟
آنیسا: آنی ساشا فونت
آکی: تاناکا آکانه
اچا: اچا کیم
آنیکا: آنیکا لی
ساکورا: اوساکو ساکورا
آدرین: منم آدرین آگرست هستم
ساکورا: میدونیم
آنیکا: تااااااااااااااااااااااااااازهههههههههههه ما میدونیم تو کت نواری
اچا: تاااازه اسم کوامیتم میدونیم. اسمش پلگه. ما هم کوامی داریم
و کوامی ها میان بیرون
آدرین: اسم اینا چیه؟
سوسو: سوسو کوامی پنگوئن
چاتا: چاتا کوامی دلفین
لونی: لونی کوامی گرگ
کووین: کووین کوامی سنجاب
آدرین: ساکورا چرا نداره؟
ساکورا: من میتونم قدرت هر معجزه گری رو غیر فعال کنم واسه همین معجزه گر ندارم تازه اگر هم هوسکنم میتونم برای تورم غیر فعال میکنم
**************************************************************
خب اینم از این
برای پارت بعد هم 3 کامنت
