![]()
*قبل شروع داستان بگم از این به بعد همیشه از زبون سوم شخصه یا راویه خیلی هم ادبی نمی نویسم *
پارت دوم عضو جدید
پسره:من....قبول میکنم
مرینت:عالیه...فردا تو کافه ی***میبینمت
پسره:باشه
و اینجوری داستان ما تازه شروع میشه
فردا تو کافه
مرینت در حالی که یه پاش روی پای دیگش بود سرش تو گوشی بود و مردم رو اوسکل میکرد😐گارسون چند بار سر میز اومد ولی مرینت دکش کرد دیگه داشت نا امید میشد از اینکه پسره بیاد که یه بنده خدایی اومد بالای سرش و گفت
اون بنده خدا:ببخشید
مرینت سرش رو بالا میاره و با پسره رو به رو میشه
مرینت:چه عجب اومدی
پسره:تو پیدا کردن این کافه به مشکل خوردم😐
مرینت:تا حالا اینجا نیومده بودی😐
پسره:نوچ
مرینت:اوکی...بشین
پسره میشینه و مرینت سخنرانیش رو شروع میکنه
مرینت:فکنم الان باید راجب اون کار بهت توضیح بدم ...خوب ....*قیافش جدی میشه*کار ما شوخی بر دار نیست بایه اشتباه ممکنه جونتو از دست بدی ، رحم توش معنا نداره با دونستن اینا بازم این شغل قبول میکنی
پسره:اون شغل چی هست؟🤨
مرینت:مافیا
پسره:اگه قبول نکنم چی
مرینت:فقط نباید راجب ما چیزی به کسی بگی وعلا مجبور میشیم خاموشت کنیم 😁🗡
پسره نفس عمیقی میکشه و میگه
پسره:قبوله
مرینت:عالیه ورودت رو به ساز مان خوش امد میگم 😁
پسره:جان به همین راحتی😯
مرینت:آره به همین راحتی😁
مرینت:بزار به طور رسمی با هم آشنا بشیم .....مرینت دوپن چنگ هستم
پسره:آدرین آگراست هستم
مرینت:خوش بختم آدرین
آدرین:همچنین
مرینت:حالا بیا بریم سازمان که کار داریم
آدرین:باشه....
آدرین تو ذهن*ساده تر از چیزی بود که فکر میکردم*
و باهم را میوفتن سمت سازمان
دم در سازمان
مرینت درو با لگد باز میکنه و هوار میزنه
سسسسسللللاااااممممم بببههههه ههههممممههه
یه دختر با موی سورمه ای معترض میاد جلو میگه
دختره:مرینت بار چندمه بهت میگم درو این جوری باز نکن😡
مرینت:دوست دارم درو اینجوری باز کنم😜
یه دختر با موی یخی:تو که میدونی بحس کردن با این فایده نداره چرا بحس میکنی😒
یه پسر با موی قهوه ای:به سلام مری
مرینت:به سلام داداش خودم
یخ پسر مو یخی:مرینت اون کیه وبه آدرین اشاره میکنه مرینت تازه یادش میوفته که آدرین رو معرفی نکرده میگه
مرینت:اهم یادم رفت بهتون معرفی کنم ....عضو جدید سازمان آدرین آگراست هستن
دختر مو آبی:من آلیا سزارم🙂
دختر مویخی:کلویی بورژوا 😒
پسر مو قهوه ای:نینو لحیف😁
پسر مویخی:لوکا کوفین😊
مرینت:این چهار نفر از رئسای سازمانن ..آلیا مقرراتی و یکم خونسرده.....کلویی کلا بی عصابه.....نینو مثل خودم کرم ریزه....لوکا هم خیلی خونسرده
آدرین:خوش بختم
همه:همچنین
مرینت:پیش به سوی زمین تمرین
آدرین:برای چی
مرینت:باید یه امتحان کوچیک ازت بگیرم تا بفهمم در چه سطحی هستی😁
آدرین:باشه
مرینت:تا شما برین زمین تمرین من برم لباس های مبارزمو بپوشم
مرینت میره تا لباس مبارزشو بپوشه و بقیه میرن تو زمین تمرین

لباس مبارزه ی مرینت👆
*بدون نقاب بالا سرش*
مرینت لباساش رو عوض کرد و رفت زمین تمرین
مرینت:من اومدم
نینو:خوش اومدی
مرینت:پیش به سوی مبارزه و رفت وسط زمین وایساد
آدرین هم رو به روش وایساد
آلیا:تو این امتحان فقط یه قانونه اینکه شما ها میتونید به هم آسیب بزنید ولی حق ندارید هم رو بکشید....آماده*مرینت لبخند میزنه*شروع
آدرین با تکه های یخ به مرینت حمله میکنه ولی مرینت خیلی ساده از همشون جاخالی میده این بار آدرین با سنگ حمله میکنه بازهم مرینت به سادگی جاخالی میده
مرینت:همه ی زورت همینه🤨😑
این بار آدرین جدی تر میشه و با آب و آذرخش به مرینت حمله میکنه مرینت جاخالی میده
مرینت:بد نبود،ولی هنوز اونقدر که باید جدی نشدی و به سرعت میره پشت آدرین و با یه لگد پرتش میکنه او ور آدرین بلند میشه و میگه
ادرین:باشه...پس بیا جدی بشیم
آدرین یه حمله ی قدرت مند رو شروع میکنه از باد و خاک استفاده میکنه و یه گرد باد کوچیک درست میکنه اونو به سمت مرینت میفرسته مرینت هم از قبل قدرتش کپی کرده بود پس راحت گرد بادو از بین میبره و با چاقو بهش حمله میکنه آدرین از حملش جاخالی میده مرینت دوباره حمله میکنه این بار آدرین با یه لگد خیلی ماحرانه چاقورو میندازه اون ور و با مشت به مرینت حمله میکنه
مرینت جاخالی میده آدرین که منتظر این جاخالی بود بایه لگد پرتش میکنه اون ور مرینت روی زمین کشیده میشه یه خنده ی شیطانی میکنه ومیگه
مرینت:پس میخوای بازی کنیم مگه نه ...باشه بازی میکنیم

قیافه ی مرینت اون لحظه 👆
*چاقورو در نظر نگیرید*
آلیا:خدا بیا مرزش😐
مرینت از جاش بلند میشه یه مه سیاه همه جارو میگیره و مرینت، آدرین تو مه محو میشن آدرین به این ور اون ور نگاه میکنه و هنگ کرده یک دفه از پشتش یه گرگ(عکس بالا)بهش حمله میکنه آدرین جاخالی میده گرگ دوباره بهش حمله میکنه آدرین بازم جاخالی میده ولی گرگه دست بر دار نیست بازم حمله میکنه این بار آدرین با با یخ حملشو دفع میکنه گرگ تبدیل به مرینت تو حالت نیمه گرگ میشه مرینت یه قهقه ی شیطانی میزنه و با همون قهقه با پنجه هاش به آدرین حمله میکنه آدرین جاخالی میده و میخواد به مرینت مشت بزنه ولی مرینت مشتشو میگیره و پرتش میکنه سمت دیوار *خارج از مه*همون موقع مه از بین میره مرینت دوباره یه قهقه ی شیطانی میزنه آدرین از جاش بلند میشه با آب یه شمشیر درست میکنه

این ریختی👆
مرینت هم با یه لبخند شیطانی یه شمشیر میسازه

این ریختی👆
و به هم حمله میکنن
مرینت با قهقه های شیطانی حمله میکنه اتقدر توی حمله هاش سریعه که آدرین یک سری از حرکاتش رو نمی تونه تشخيص بده و آسیب میبینه در آخر مرینت بایه چرخش آدرین رو زمین میزنه و شمشیر رو جلوی گردنش میگیره(من:عاشق این مری هستم😎)
مرینت:باختی و قهقه ی شیطانی دیگه ای میزنه و ادامه میده
مرینت:بازیه جالبی بود😊 از حالت نیمه گرگ به انسان در میاد دستش رو روی بدن آدرین میزاره بعد چند دقیقه زخمای آدرین ترمیم میشه
مرینت:ببخشید اگه زیاده روی کردم بلند میشه و لباسشو مرتب میکنه و ادامه میده
مرینت:من رفتم تو اتاقم نینو اتاق آدرین رو بهش نشون بده
نینو:باشه😐
و نینو اوتاق آدرین رو بهش نشون میده
***********************************
پایان
وای دستم نابود شد
این طولانی ترین پارتی بود که تو عمرم نوشتم
کامنت فراموش نشه
بای
