
۰۷:۰۰
دینگ دینگ دینگ دینگ !
مرینت : ااااا صبح شده
سابین (مادر مرینت ) : مرینتتتتتتتتت دیر شددددد !
مرینت : وایییییی دیرم شدددد
و مرینت زود لباسش رو میپوشه و به سمت مدرسه میره
مرینت : ایی ببخشید....ا......ادرین ؟
ادرین : ببخشید مرینت حالت خوبه ؟
مرینت : ا......ر.....اره.....اره.....
ادرین : چیزی شده ؟
مرینت : ن......نه.....نه
دین دین دین
ادرین و مرینت هم زمان : وایییییییییی دیر شددددد
*یه ساعت بعد*
خانم بوستیه : خب بچه ها کلاس تمومه برید استراحت کنید
در ذهن کیم : بهتره برم میش خانم شاید کتابمو پس بده.....
کیم : خانم بوستیه ؟ میشه کتابمو پس بدید ؟
خانم بوستیه : ببخشید کیم اما تا اخر مدرسه این پیش منه !
*در خانه ی گابریل *
گابریل : نورو بال های تاریکی !
ناتالی : دوسو پرامو پخش کن !
گابریل : احساسات منفی احساس میکنم ! پرواز کن اکومای من و اون پسر دبیرستانی رو شرور کن
ناتالی : پرواز کن اموک من !
اکوما و اموک در داخل دستبند کیم میروند
گابریل : لیمانو ! من به تو قدرتی میدم که جلوی ساخته شدن هرچی که دوس داری رو بگیری
ناتالی : من هم یک غول میدهم که با اون این کار رو انجام بدی
گابریل و ناتالی هم زمان : در عوض معجزه گر لیدی باگ و کت نوار رو برامون بیار !!
لیمانو(اسم شرور شده ی کیم) : چشم مایورا و هاک ماث
*در مدرسه *
مرینت به سوی دستشویی میرود
مرینت : تیکی وقت گشت زنی امروزه ! تی.....واییی ! چرا دسشویی مدرسه به یه اتاق مدل تبدیل شد ؟! اینجا چه خبرههههههه !تیکییییی خال ها روشن
لیدی باگ : وایییی اینجا کجاستتت
ادرین : وای چرا رختکن به اتاق نور پردازی تبدیل شد ؟! پلگ کلاز اوت
کت نوار : اووو لیدی باگ اینجایی ! کل شهر عجیب شده اونجارو یه شرور !
لیدی باگ : دیگه نمیگی مای لیدی ؟! بدو بهش حمله کنیم لوکی چارممم جانم؟! یه فرش که لیزه !
کت نوار : نه ! بعدا میگم چرا ! با این چی کار میخوای کنی ؟
لیدی باگ : اها یافتم کت کمربندت و چوب دستیت بده
کت نوار : بیا
لیدی : (کمربندو به فرش وصل میکنه و اون سر کمربند رو به چوب دستی کت )
لیمانو : ( پرید هوا)
لیدی : (زود فرش رو جایی که لیمانو فرود میاد پهن میکنه و پای لیمانو لیز میخوره و دور فرش پیچیده میشه )
لیدی : کت نوبط توعه
کت : کتاکلیزمممم
لیدی : بای بای پروانه و پر کوچولو ! کفشدوزک معجزه اسا ☆☆☆☆☆☆☆لیدی خب کت بگو ببینم چیشده
کت : میخواستم بگم من عاشق یه دختر شدم.....موهاش ابیه ! چشاش رنگ دریاس ! خوشگله و خاصه !
لیدی : (تو ذهنش : حتما کاگامی رو میگه) باشه کت اواو من بای
کت : بای لیدی باگ
مرینت : وای دیرم شد برم کلاس(به ادرین برمیخوره )
ادرین : مرینت.......من......دوست دارم !(مرینت رو بوس میکنه )
مرینت : منم......دوست دارم.....
الیا : وایی خدا چه رمانتیک (۱۹۷۳۹۳۷۳۹۳۷۴۸۴ تا عکس گرفت)
{پایان پارت اول}
نظررررر بدیددد توروخداا و اگه چیزی مورد نظرتونه بگید تنکیووووووووو
برا پارت بعد ۵ تا نظر
پارت بعد خیلی عاشقونه و مریکتی هس
بابای
